عنوان آگهی دهنده

تاريخ انقضاء آگهی

شركت نرم افزاري تندر نور

1390/3/31

شركت طراحي مهندسي آريانا شرق

1390/3/31

شركت داده كاوي يارگان

1390/3/31

شركت تنديس پليمر

1390/3/30

شركت مهندسي پندر

1390/3/4

شركت مهندسي رايكا

1390/3/4

شركت مهندسي پندر

1390/3/4

شركت پيام عمران مهاباد

1390/3/3

فناوري اطلاعات نگين

1390/3/1

شفاخرد وابسته به نهاد كتابخانه هاي عمومي كشور

1390/3/1

شركت خزر ماه نيك طراح و مجري كابينت مدرن آشپرخانه

1390/3/1

مركز درمان سوء مصرف مواد اسرار واقع درتبريز

1390/2/31

شركت پخش پاكبان

1390/2/31

صادر كننده بيمه نامه دعوت به همكاري مي‌شود

1390/2/31

شركت اكسير تجارت ايرانيان

1390/2/31

ايلا نرم افزار

1390/2/31

شركت آلياژهاي پليمري رازين

1390/2/31

يك شركت معتبر عضو گروه صنعتي گلرنگ

1390/2/31

ايلا نرم افزار

1390/2/31

 

 

 

 



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در جمعه 9 اردیبهشت 1390  ساعت 05:31 ب.ظ
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 





در نظام اقتصادي اسلام، براي پركردن شكاف بين زندگي فقير و غني و نيز از بين بردن محروميت و فقر از جامعه، راه حل هايي وجود دارد كه در صورت به كار بستن آن به طور قطع و يقين، در كوتاه ترين مدّت، جهان شاهد نابودي اين پديده شوم حيات بشري خواهد بود. و تحريم اسراف يكي از آن راه هاست.

سپاس بي نهايت خداوند بزرگ را و درود فراوان نبىّ گرامي(صلّي الله عليه و آله و سلّم) و اهل بيت پاكش ه را كه واسطه فيض الهي و مبلّغان احكام حيات بخش او هستند، و رحمت و رضوان خداوند بر خميني كبير، ابرمردي كه اسلام را كه از زندگي جدا و از جامعه منزوي گشته و از متن اجتماع به حاشيه و از عمل به حرف كشيده شده بود و از ميدان حاكميت و اداره مردم رانده شده و زينت بخش صفحه هاي كتب گرديده بود، دوباره به صحنه هاي مختلف زندگي انسان متمدّن امروز وارد كرد.
او با اراده خداوند و دَمِ مسيحايي اش، جهان را به شگفتي واداشت، و آنچه در ديدگاه عده اي محال مي نمود، ممكن ساخت. و بار ديگر، اسلام، با صلابت او و انقلاب پرشورش، چون خورشيد كه از پس ابر برآيد، درخشيدن گرفت و جهان را غرق نور كرد.
از آن پس،جهان بشري - كه از تشنگي معارف اسلامي جانش به لب رسيده بود - به خطاي تأسف بار و طولاني خويش پي برد و پرده غفلت را از ديدگان خود زدود و با شتابي وصف ناپذير، به سوي بازنگري در اين دين نجات بخش قدم برداشت.
اكنون درجهان معاصر، مكتب هاي فلسفي مدّعي نجات بشر، كمرنگ و بي اثر شده اند و تنها اسلام است كه روزنه اميد تمامي ملت هاست و اصول اسلامي در همه ابعاد آن مطرح شد، و به راه حلّ هايي كه اسلام در زمينه هاي مختلف نشان مي دهد، توجّه مي شود؛ به عنوان نمونه، از مشكلات اساسي دنياي امروز، كه ساليان متمادي جهان را در دو قطب متضاد قرارداده بود، سيري عدّه اي و گرسنگي افراد بي شماري از انسان هاي محروم است. آيا اين مشكل قابل حلّ است اگر هست راه حلّ كدام است كمونيسم، كاپيتاليسم و يا هيچ كدام.
تجربه دهه هاي اخير نشان داد كه هيچ يك از اين مرام ها قادر به حلّ اين مشكل بزرگ و امثال آن نيستند؛ بلكه خود، عامل و مولّد اين گونه مشكلاتند، و راهي براي انسان، به جز بازگشت كامل و همه جانبه به اسلام و قوانين حيات بخش آن باقي نمانده است.
در نظام اقتصادي اسلام، براي پركردن شكاف بين زندگي فقير و غني و نيز از بين بردن محروميت و فقر از جامعه، راه حل هايي وجود دارد كه در صورت به كار بستن آن به طور قطع و يقين، در كوتاه ترين مدّت، جهان شاهد نابودي اين پديده شوم حيات بشري خواهد بود. و تحريم اسراف يكي از آن راه هاست كه در اين نوشتار تا حدودي در مورد آن به بحث و گفت و گو خواهيم پرداخت.

اسراف و روزي.


ممكن است بپرسيد: خداوند متكفّل روزي بندگان خويش است، كه در اين صورت اسراف و عدم آن، چه تأثيري در گرسنگي و يا سيري انسانها خواهد داشت.
در پاسخ مي گوييم: خداوند عهده دار تأمين نيازمندي هاي موجودات روزي خوار خود، از جمله انسان گرديده است، بدين سبب طبيعت و زمين را مخزن تأمين موادّ غذايي و امكانات زندگي قرار داده و راه هاي استفاده و بهره وري از آن را به مخلوقات خويش آموخته، از اين طريق هر موجودي را به سوي تأمين نيازمندي هاي خويش رهبري مي كند؛ امّا در خصوص انسان اين تعهّد را در مجموعه نظام تكوين و تشريع به انجام مي رساند.
به عبارت ديگر، خداوند متعهد شده تا روزي رسان تمامي افراد بشر باشد و آن را ازطريق سه اصل اساسي تضمين فرموده است:.
1. با به وديعت گذاردن منابع بي شمار مواد حياتي در دل طبيعت و قابليت بخشيدن تسخير و بهره وري از آن.
2. دادن نيروي فكري و جسمي و قوّه اراده به انسان براي تسخير و استفاده از اين منابع.
3. با ملزم نمودن او براي ايجاد جامعه اي سالم با روابط اجتماعى، اخلاقي و اقتصادي عادلانه به گونه اي كه از ضايع شدن حق انساني به دست انساني ديگر جلوگيري به عمل آيد تا نعمت هاي خدادادي به وسيله گروهي به زيان گروهي ديگر نابود نشود.
پس در حقيقت مالي كه به دست جامعه و يا انسان اسراف پيشه به نابودي كشيده مي شود، حقّ انسان هاي گرسنه و درمانده اي است كه به گروهي ناپرهيزگار آن را پايمال مي كنند.

ارتباط سه اصل.

نكته اي كه در اين مورد لازم به توضيح است، به هم پيوستگي و ارتباط موجود بين اين سه اصل است؛ زيرا نبود هر يك از آنها كافي است، تا جريان روزي را دچار اختلال سازد؛ حتّي فساد هر كدام ممكن است در ديگري هم تأثير بگذارد و آن را نيز از اثر انداخته، يا كم اثر نمايد؛ به عنوان مثال در جامعه اي كه تقوا و عدالت از آن رخت بر بندد، و اسراف و حق كشي در آن رايج شود، طبيعت نيز از دادن امكانات كامل خويش به فرمان الهي دريغ خواهد كرد.
بر طبق روايات رسيده از حضرات معصومين يكي از مهمترين عوامل كمبود بركات زمين، نپرداختن حقّ زكات يعني در واقع همان روزي فقرا و تهيدستان است كه خداوند آن را در اموال صاحبان ثروت قرار داده است.
در حديث معتبري حضرت امام باقر(عليه السّلام)فرمودند: در كتاب علي(عليه السّلام)يافتيم كه رسول اكرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرموده است:.
هرگاه از دادن زكات خودداري شود، زمين نيز بركات خويش را دريغ مي نمايد.(1).
به گفته سعدى:.
زكات مال به در كن كه فضله رزرا(2) چو باغبان بزند بيشتر دهد انگور.
البته جريان اين قانون درصورتي است كه احكام شرعي ابلاغ شده باشد و مانعي هم براي انجام دادن آن، بر سر راه نباشد و جهاتي نيز از قبيل استدراج و تنعّم تدريجي سبب هلاكت ناگهاني و دادن مهلت براي امتحان بيشتر در ميان نباشد.
از سوي ديگر، در جامعه اي كه در آن عدالت و تقوا و نظامي مبتني بر رعايت حقوق ضعفا حاكم باشد، طبيعت نيز به فرمان خدا سفره نعمتش را مي گسترد و با آن جامعه، همسويي خواهد كرد.در اين باره قرآن مجيد مي فرمايد:.
وَلَوْ أنَّ أهْلَ الْقُري امَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنِا عَلَيْهِمْ بَرَكِاتٍ مِنَ السَّمِاءِ وَاهَرْضِ وَلِكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنِاهُمْ بِمِا كانُوا يَكْسِبُونَ؛(3).
اگر مردم آن قريه ها - كه به هلاكت ابدي دچار گرديدند - اهل ايمان و تقوا بودند، بركات آسمان و زمين را بر آنان مي گشوديم؛ ولي آنها پيام رسولان را تكذيب نمودند و ما نيز آنها را به دليل كردار زشتشان، گرفتار عذاب خويش ساختيم.
در اين خصوص، آيات ديگري هم وجود دارد كه در آنها تقوا و عمل به دستورهاي الهى، وسيله فراگير شدن روزي و افزايش نعمت ها شمرده شده، كه در اين جا مجالي براي ذكر آنها نيست.(4).
بر اين اساس، اسراف از اين جهت كه عملي برخلاف تقوا و ناشي از ستم پيشگي انسان است، گذشته از اين كه موجب نابودي امكانات زندگي و استمرار محروميت نيازمندان است، زمينه غضب خداوند و نيز سلب نعمت از فرد و جامعه را فراهم مي نمايد. امام صادق(عليه السّلام)فرمود:.
إنَّ مَعَ الإسْرافِ قِلَّةُ الْبَرَكَةِ؛(5).
همانا اسراف همراه با كاهش و كمبود بركت - در نعمت هاي الهي - است.

استدراج مسرفين.

ممكن است بپرسيد: چگونه اسراف، و سرپيچي از دستورهاي الهي سلب نعمت را در پي دارد، در صورتي كه ما شاهد افراد و جوامعي هستيم كه با وجود اسراف و تبذيرهاي بي شمار، غرق در نعمت و رفاهند و اثري از قحط و كمبود در ميان آنان ديده نمي شود.
پاسخ اين است كه: آن گونه كه قبلاً اشاره شد، اسراف و تجاوز از حدود الهي جزيي از علّت زوال نعمت است، نه تمام آن. در حقيقت اسراف و معصيت زمينه ساز سلب نعمت به حساب مي آيند؛ گرچه ممكن است، حكمت ها و جهات ديگري پيش آيد، تا از تأثير آن در اين خصوص جلوگيري به عمل آورد. در مورد اين مطلب قرآن كريم مي فرمايد:.
فَلَمّا نَسُوا مِا ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنِا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَىْ‏ءٍ حَتّي إِذا فَرِحُوا بِمِا أُوتُوا أَخَذْنِاهُمْ بَغتْةً فَاِذا هُمْ مُبْلِسُونَ؛(6).
پس آن گاه كه موعظه و هشدارهاي پيامبران را به فراموشي سپردند، درهاي همه نعمت ها را بر روي آنها گشوديم، تا اين كه آنان به وجود اين نعمت ها شادمان گشتند، ناگهان با دست انتقام خود آنان را برگرفتيم و حسرت همه آن لذّت ها و خوشگذراني ها بر دل آنان باقي ماند.مرحوم امين الاسلام طبرسي - قدس سرّه - در ذيل اين آيه از حضرت علي(عليه السّلام)نقل مي كند:.
يَابْنَ آدَمَ، إذا رَأَيْتَ رَبَّكَ يُتِابِعُ عَلَيْكَ نِعَمَهُ فَاحْذَرْهُ؛(7).
اي انسان، هرگاه ديدي نعمت هاي الهي به سوي توپياپي فرا مي رسد، از او برحذر باشد.
باز ايشان در ذيل همين آيه از حضرت رسول(صلّي الله عليه و آله و سلّم) نقل مي كند:.
إذا رَأَيْتَ اللّهَ يُعْطِى عَلَي الْمَعِاصِى فَإنَّ ذلِكَ اسْتِدْراجُ مِنْهُ، ثُمَّ تَلا هذِهِ الآيَةَ؛(8).
هرگاه ديدي خداوند با وجود معصيت به تو نعمت مي دهد، اين از ناحيه او، استدراج به شمار مي رود. آن گاه حضرت اين آيه شريفه را تلاوت فرمودند.
استدراج اين است كه خداوند به انسان و يا جامعه معصيت پيشه فرصت و مهلت كافي دهد و نعمت هاي بيكران خويش را از همه سو به جانب آنان گسيل دارد، تا آن گاه كه فساد و بي بندوبارى، تمامي حيات و زواياي زندگي آنان را در خود گرفت، ناگهان عذاب بي امان او، همه وجودشان را احاطه كرده، در كام خويش فرو برد؛ و چه بسيار اقوام و امت ها در طول تاريخ - كه رشته هاي زيادي از فساد و فحشا در ميان آنها رواج داشته - خداوند به جاي انتقام فورى، به آنان مهلت داده و به عوض سلب نعمت، نعمتشان را افزون كرده است و زماني كه آنان در اين راه به نهايت و اوج خود مي رسيدند، حادثه اي مرگبار به فرمان الهي طومار زندگي آنها را درهم پيچيده و نابود مي نموده است.
مقصود از ذكر اين مختصر، يادآوري اين نكته است كه مرفّه بودن يك انسان و يا جامعه مسرف و بي بند وبار، نشانه لطف خداوند به آن فرد و يا جمعيت نيست؛ بلكه در حقيقت اين نعمت ها و تمديد مهلتها خود جزيي از عذاب الهي براي آنان به حساب مي آيد؛ زيرا به فرموده قرآن كريم، آنها در اين مدّت بر گناه و جرم خود مي افزايند و سبب شدّت و افزايش هر چه بيشتر عذاب خداوند، درباره خويش مي گردند:.
وَلا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أنَّما نُمْلي لَهُمْ خَيْر لأَِنْفُسِهِمْ إِنَّمِا نُمْلي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَلَهُمْ عَذاب مُهين؛(9).
كافران نپندارند كه مهلت ما بدان ها برايشان بهتر است. ما به آنها فرصت مي دهيم، تا بر گناهان خويش بيفزايند و براي آنان عذابي خواركننده مقرر گشته است.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در یک شنبه 23 اسفند 1388  ساعت 10:42 ب.ظ
نظرات 7 | لینک مطلب



 
 
 



 


استقلال اقتصادي هر كشوري پيش از هر عرصه‏اي در عرصه فرهنگي، اعتقادي و اخلاقي مردم شكل مي‏گيرد و روابط اقتصادي جامعه بر پايه منش و روش انسانها، جهت‏گيري تكاملي يا انحطاطي خواهد يافت. ملتي كه به خودباوري دست يافته و سعي در خود اتكايي و كسب استقلال همه جانبه دارد، زندگي فردي و جمعي خود را به دور از هر گونه اسراف و تبذير سامان مي‏بخشد؛ زيرا تجربه تلخ دوران وابستگي اقتصادي و سياسي را كه به تحقير فرهنگي و ملي‏اش انجاميده است، هنوز از ياد نبرده است.
بدون ترديد، غرب‏زدگي و مصرف‏گرايي و گريز از انديشه و كوشش براي توليد، به تدريج روحيه ستم‏پذيري و وابستگي به قطبهاي اقتصادي و سياسي جهان صنعتي و استعمارگر را پديد مي‏آورد و رقابت در مصرف كالاهاي گوناگون ـ كه اقلام قابل توجهي از آن مورد نياز خانواده‏ها نيست ـ جايگزين رقابت در عرصه ابتكار و خلاقيت و توليد مي‏گردد.
زمينه‏ساز اصليِ وابستگي اقتصادي به بازار و سرمايه و سلطه غرب، همان اسراف و تبذير است كه بسا زشتي و زيانمندي آن بسادگي به چشم نمي‏آيد. هر كس قدرت خريد و مصرفش را نشانه خوشبختي و مديريت دريافتن راههاي درآمد سرشار دانسته و آن همه را به حساب عقل و تدبير اقتصادي‏اش مي‏گذارد. اما در نگاهي فراتر از محاسبه‏هاي فردي كه در آن، مصالح كلان جامعه و كشور مطرح مي‏شود، به روشني مي‏توان اسراف و مصرف گراييِ بي‏حدّ را بستر سلطه‏پذيري و وابستگي اقتصادي نگريست.
اسلام و اسراف‏ ستيزي
مكتب اسلام كه بر پايه فطرت و عدالت استوار است و آموزه‏هاي فردي و اجتماعي آن ناظر به ابعاد شخصيتي و رفتاري انسان است، همواره او را به نظم و تعقل در معاش و معاد فرا خوانده است. برنامه‏ريزي به منظور سامان بخشي زندگي مادي و مالي در منظر هر مسلمان يك تكليف اجتناب‏ناپذير است؛ زيرا ايمان و تقواي او در گرو كاربرد درست نعمتهاي الهي بوده و اين بدون تنظيم امور معيشت روزانه ميسر نخواهد شد. بي‏توجهي به معاش و چگونگي تأمين و بهره برداري از ماديات، بي‏گمان بر روند رشد معنوي هر كس اثر مي‏گذارد و دانسته يا ندانسته او را در گرايشهاي ديني‏اش به سستي و بي‏خبري مي‏كشاند.
مسلمانان در صدر اسلام زندگي ساده‏اي داشته‏اند و با گرايش به قناعت و اسراف ستيزي
در پرتو تعاليم اسلامي امتي نيرومند و متكي به خود ساخته بودند و در سايه همين عقيده و عمل بود كه بر مشركان و دشمنان خود غلبه كردند و پيروزيهاي پياپي به ارمغان آوردند.
فضيلتِ قناعت‏مندي و اعتدال ورزي در خريد و مصرف مادي را مي‏بايد از رهگذر تعقل و تفكر به دست آورد تا بتوان ميانه روي و پرهيز از ولخرجي را بر رفتار اقتصادي خود و خانواده حاكم ساخت. دين در عين حال كه انسانها را به كوشش و استفاده از پديده‏هاي طبيعي و دستاوردهاي مادي‏شان دعوت مي‏كند، آنان را در مديريت مالي به تكاپوي فكري و نظارت دقيق بر امور خريد و مصرف بر مي‏انگيزد.
هم بر اين اساس است كه حضرت علي ـ عليه السلام ـ سودمند بودنِ برنامه‏ريزي مالي در جهت قناعت و كفاف را ياد آور شده است:
«حُسْنُ التَّقْديرِ مَعَ الْكَفافِ خَيْرٌ مِنَ السَّعْيِ فِي الاِْسْرافِ»(14)
«برنامه‏ريزي همراه با كوشش در حد كفاف، بهتر است از زياده‏روي»
تاريخ ملتهاي مستضعف حاكي از اين واقعيت تلخ است كه آنان بر اثر اسراف‏گرايي در برابر فشار و محاصره اقتصادي سلطه‏گران تاب نياورده و ناچار از تسليم و سازش گشته‏اند؛ زيرا به مصرف بي‏رويه خو گرفته و تحمل كم و كاستي در خوراك و پوشاك و ديگر مواد مصرفي را نداشته‏اند.
در روايتي كه امام صادق ـ عليه السلام ـ از مولاي متقيان ـ عليه السلام ـ در اين باره دارد، مي‏توان آفت زدگيِ جامعه مسلمانان را بر اثر حاكميت روحيه اسراف به دست آورد. آن حضرت تقليد و خودباختگي در نحوه پوشش و خوراك را زمينه ساز ذلت اجتماعي آنان بر مي‏شمارد:
«لاتَزالُ هذِهِ الاُْمَّةُ بِخَيْرٍ ما لَمْ يَلْبَسُوا لِباسَ الْعَجَمِ وَ يَطْعَمُوا طَعامَ الْعَجَمِ‏فَاِذا فَعَلوُا ذلِكَ ضَرَبَهُمُ اللّهُ بالذُّلِّ.»(15)
«اين امت همواره به راه سعادت و خوبي خواهد رفت تا زماني كه به اسراف روي نياورند؛ مانند بيگانگان لباس نپوشند و مانند آنان غذا نخورند [تا زماني كه مصرف‏گر نشوند] و هر گاه چنين شوند به خواري و ذلت دچار خواهند شد.»
سخن علي ـ عليه السلام ـ درباره جامعه‏اي است كه پيامبر اكرم ـ صلي اللّه عليه و آله و سلم ـ نظام الهي و توحيدي را در آن پي افكنده است. آن حضرت چنان كه تاريخ صدر اسلام نشان مي‏دهد، با سيره زاهدانه و پارسايانه‏اش مسلمانان را به قناعت و استقامت سوق داده بود. اما با فتوحات و رويكرد بسياري از مسلمانان به دنيا و لذّتهاي گوناگون ـ كه در دست‏يابي به غنايم و اسيران جنگي ظهور يافته بود ـ آرام آرام امت اسلامي از مدار اعتدال به اسراف گراييد و تبذير جايگزين قناعت گشت.
مشاهده لباسها و خوراكهاي رومي و ايراني ـ كه در چشم اعراب بيابان گرد و محروم از تمدن و شهر نشيني به منزله يك رؤيا بود ـ دل و دين آنان را ربود و زندگي اشرافي را در ميان سرداران مسلمان پديد آورد. از آن پس بود كه امت اسلام به لحاظ اخلاقي و اجتماعي دچار آفت زدگي شد و از رسالت نجات بخشي خويش كه همان توحيد و احياي كرامت انساني بود، غفلت ورزيد.
علي ـ عليه السلام ـ وارث حاكميتي بود كه چند دهه از جريان اصيل و متعادل نبوي در دين و سياست و معيشت فاصله گرفته بود. سفارشهاي آن حضرت در دوران خلافت كوتاه مدت خويش ـ كه بر محور تقواي الهي بود ـ روشنگر ضرورت بازگشت مسلمانان به سنت حسنه رسول اكرم ـ صلي اللّه عليه و آله و سلم ـ و برنامه زاهدانه مومنان نخستين اسلام در مكه و مدينه است.
يكي از حديث‏شناسان معاصر در تحليل اين حديث به رمز نيرومندي مؤمنان در چيرگي بر باطل اشاره كرده كه همان ايمان و گرايش عملي به قناعت و مصرف در حد كفاف و ضرورت بوده كه آنان را از سلطه دشمنان رهانيده است:
«مسلمانان در صدر اسلام زندگي ساده‏اي داشته‏اند و با گرايش به قناعت و اسراف ستيزي در پرتو تعاليم اسلامي امتي نيرومند و متكي به خود ساخته بودند و در سايه همين عقيده و عمل بود كه بر مشركان و دشمنان خود غلبه كردند و پيروزيهاي پياپي به ارمغان آوردند. اما بي‏گمان مصرف‏گرايي و آفت اسراف مي‏توانست آنان را به هلاكت و خواري بكشاند.»(16)
حضرت امام كاظم ـ عليه السلام ـ استمرار نعمتها و امكانات مادي را در گرو قناعت و تعادل‏گرايي دانسته و مسلمانان را از خطر محروميت بر اثر اسراف و تبذير مي‏آگاهاند:
«هر كس در زندگي ميانه روي و قناعت را پيشه خود سازد، نعمتهاي خدا براي او باقي مي‏ماند، و آن كه تبذير و اسراف كند، نعمتهاي پروردگار را از دست مي‏دهد.»(17)
بي‏گمان اين آموزه گران سنگ درباره جوامع نيز محقق است؛ چه آنكه در صورت تمايل به اسراف و تبذير در نعمتهاي خداوندي، آن همه را از كف خواهند داد. وابستگي اقتصادي و سياسي هر ملت از رهگذر اسراف پديد مي‏آيد و آنان را به تدريج بي‏هويت و از خود بيگانه خواهد ساخت.

 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در یک شنبه 23 اسفند 1388  ساعت 10:41 ب.ظ
نظرات 0 | لینک مطلب








 مصرف‌گرايي نابجا و گرايش به اشرافيت و تجمل،فرهنگ انقلاب اسلامي را همچون موريانه از درون مي‌خورد و نابود مي‌سازد. ملتي كه عادت به مصرف زياد دارد و اهل توليد نيست، ناخواسته جاده‌ صاف‌كن دشمنان كشور خواهد شد.

«اصلاح الگوي مصرف» شعاري است كه در طليعة سال 1388 از جانب مقام معظم رهبري به عنوان شعار سال انتخاب گرديده است. انتخاب اين شعار حكايت از آن دارد كه به دلايل بسياري ريشه بسياري از مصيبت‌هاي كشور در حال حاضر در مصرف‌گرايي بي‌حد و حصر اقشاري از جامعه به‌ويژه مديران و متمكنين و ثروتمدان جامعه است.
مصرف‌گرايي نابجا و گرايش به اشرافيت و تجمل عملي است شيطاني و اعتقاد اسلامي ملت و فرهنگ انقلاب اسلامي را همچون موريانه از درون مي‌خورد و نابود مي‌سازد. ملتي كه عادت به مصرف زياد دارد و اهل توليد نيست، ناخواسته جاده‌ صاف‌كن دشمنان كشور خواهد شد. چرا كه مصرف‌گرايي با خود فرهنگي را حمل مي‌كند كه اين فرهنگ ضد عزت و شرافت و مقاومت و كرامت انساني است. مصرف‌گرايي بي‌حد و حصر انسان را زبون و پست مي‌كند.
غربي‌ها و در رأس آن آمريكا از روحيه رفاه‌طلبي و اشرافيت كه در ايران در حال نضج گرفتن است عميقاً شادمانند، چون بر ملتي كه روحيه مصرف‌گرايي دارد به آساني مي‌توان تسلط يافت. تحريم‌ها ملت‌هاي مصرف‌گرا را مي‌ترساند نه ملت‌هايي را كه داراي انضباط مالي و اقتصادي هستند و قناعت را نه به عنوان يك شعار اخلاقي بلكه به عنوان يك شعار انقلابي سرلوحه رفتار خويش قرارداده‌اند.
طرح «اصلاح الگوي مصرف» بسيار هوشمندانه انتخاب شده است و اميد است تمام دستگاه‌هاي فكري و اجرايي كشور و نخبگان و همه مردم هم در تعيين راهكارها و هم در ايجاد فرهنگ قناعت بكوشند. در ميان دستگاه‌هاي فرهنگي، صدا و سيما به دليل مخاطب چند ميليوني خود مي‌تواند با روش‌هاي علمي افكار عمومي را از طريق قالب‌هاي گوناگون هنري و ساختاري خويش تحت تعليم جدي قرار دهد. برنامه‌هايي نظير برنامه خانواده كه مخاطب آن خانم‌هاي كشور هستند از طريق آموزش اقتصاد خانواده كه غالباً‌ در اختيار زنان كشور است مي‌تواند نقشي مهم ايفا نمايد. برنامه‌هاي كودك مي‌تواند از طريق كودكان، بزرگسالان را تحت فشار و كنترل قرار دهد كه همه چيز به اندازه مصرف شود. شعار اصلاح الگوي مصرف نه معناي رياضت دارد و نه گدا صفتي، بلكه به معناي مصرف بجا و عاقلانه است.
به طور قطع همان طور كه در مقاله حاضر هم ملاحظه خواهيد كرد ريشه اسراف و روح فرهنگ اسراف را ابتدا در رفتار زمامداران و مديران كشور بايد اصلاح كرد چنانچه مسئولين از انضباط اقتصادي و مالي برخوردار نشوند، صدها برنامه صداو سيما آب در هاون كوبيدن است. مقاله حاضر برمبناي آثار مقام معظم رهبري در بيست سال گذشته و كليه آثار بزرگاني همچون امام، علامه طباطبايي، استاد مطهري و آيت الله جوادي آملي تلاش كرده تا اندازه‌اي اهميت «اصلاح الگوي مصرف» را به عنوان يك فريضه ديني و انقلابي توضيح دهد.

پيام نوروزي مقام معظم رهبري(مدظله‌العالي) در سال 1388
ما در زمينه‏ى مصرف، در زمينه‏ى هزينه كردن منابع مالى كشور كه به وسيله‏ى خود ما و به وسيله‏ى همه‏ى برادران هم‏ميهن ما و به وسيله‏ى مسئولين كشور با زحمت زياد به وجود مى‏آيد، دچار نوعى بى‏توجهى هستيم، كه بايستى اين را تبديل كنيم به يك توجه و اهتمام خاص. ما دچار اسراف هستيم، ما دچار ولخرجى و ولنگارى در مصرف هستيم؛ بسيارى از منابع كشور، شايد بشود گفت بخش مهمى از منابع كشور در همه‏ى زمينه‏ها- چه در زمينه‏ى مسائل شخصى، و چه تا حدودى در زمينه‏هاى عمومى- صرف اسراف‌ها و زياده‏روى‏هاى ما در مصرف مي‌شود. ما بايستى مصرف كردن را مدبرانه و عاقلانه مديريت كنيم. مصرف نه فقط از نظر اسلام، بلكه از نظر همه‏ى عقلاى عالم، چيزى است كه بايد تحت كنترل عقل قرار بگيرد. با هوى‏ و هوس، با خواهش دل و آنچه كه نفس انسان از انسان مطالبه مي‌كند، نمي‌شود مصرف را مديريت كرد. كار به جائى مي‌رسد كه منابع كشور به هدر مي‌رود، شكاف بين فقرا و اغنياء زياد مي‌شود، عده‏اى در حسرت اوّليات زندگى مي‌مانند و عده‏اى با ولخرجى و ولنگارى در مصرف، منابع را هرز و به هدر ميدهند.ما بايستى الگوى مصرف را اصلاح كنيم. ما بايستى به سمت اصلاح الگوى مصرف حركت كنيم. مسئولين كشور در درجه‏ى اول- چه قوه‏ى مقننه، چه قوه‏ى مجريه، و چه ساير مسئولين كشور؛ قوه‏ى قضائيه و غير آنها- و اشخاص و شخصيت‌ها در رتبه‏هاى مختلف اجتماعى، و آحاد مردم ما از فقير و غنى، بايستى به اين اصل توجه كنند كه بايد الگوى مصرف را اصلاح كنند. اينجور مصرف كردن در همه‏ى زمينه‏ها- در امور ضرورى زندگى، در زيادى‏هاى زندگى- مصرف كردن بى‏رويّه و بدون منطق و بدون تدبير عقلانى، به ضرر كشور و به ضرر آحاد و اشخاص ماست. من از عموم مردم و بخصوص از مسئولين درخواست مي‌كنم، خواهش مي‌كنم كه در اين زمينه فعاليت خودشان را در اين سال زياد كنند، افزايش بدهند و براى اصلاح الگوى مصرف برنامه‏ريزى كنند. لذا من اين سال را، سال «حركت مردم و مسئولين به سوى اصلاح الگوى مصرف» ميدانم و اميدوارم كه اين عنوان- كه «اصلاح الگوى مصرف» است- براى همه‏ى ما دستورالعمل باشد و همه‏ى ما بتوانيم برطبق اين شعار مهم و حياتى و اساسى براى كشور عمل كنيم و از منابع كشورمان به بهترين وجهى استفاده نمائيم.

الف) مفاهيم

1. مفهوم تبذير
تضيع مال به هر شكل و به هر صورت، به صورت دورريختن، به صورت بيش از حد نياز مصرف كردن، به صورت صرف در اشياء لوكس و تجمل‌‌هاي فاسد كننده در زبان اسلام به «اسراف» و «تبذير» تعبير شده است.)
علامه طباطبايي در الميزان جلد13، صفحه 111 از قول صاحب مجمع‌البيان آورده: «تبذير به معناي پاشيدن با اسراف است و در واقع از بذرافشاني گرفته شده است، منتهي فرقي كه با آن دارد اين است كه افشاندن در آنها به منظور افساد و به همين جهت در هر جا كه به منظور اصلاح باشد «تبذير» گفته نمي‌شود، هرچند كه زياد باشد.»

2. مفهوم شكر نعمت
شكر نعمت يعنى چه؟ معناى شكر نعمت اين است كه شما آن نعمتى را كه خدا داده، اول بشناسيد؛ بعد آن را در جاى شايسته‌ى خود- كه خدا برحسب حكمت خود معين كرده- مصرف كنيد. (27/6/1370)

شكر همان مفهوم الگوي صحيح مصرف
خداى متعال نعمت‌هايي به ملت و كشور ما بخشيده است. كسى كه بايد اين نعمت را در جاى خود مصرف كند- كه معناى شكر نعمت هم اين است- كيست؟ مديران و برنامه‌ريزان- از بالا تا پايين- هستند. (12/2/1380)

3. مفهوم قناعت

مفهوم قناعت
منظورم از قناعت اين نيست كه دست به نعمتهاى الهى نزنيد و از آنها بهره‌مند نشويد. مقصود اين است كه حد و اندازه نگه داريد؛ زياده‌روى و اسراف نكنيد؛ نعمتهاى الهى را ضايع ننماييد؛ كه متأسفانه بسيارى مى‌كنند.(4/1/1372)

4. مفهوم صرفه‌جويي
صرفه‌جويى به معناى گدابازى نيست كه بعضى بگويند چرا نمى‌گذاريد مردم از نعمتهاى خدا استفاده كنند. نه؛ استفاده كنند، ولى اسراف و زياده‌روى نكنند. اسراف در جامعه، لازمه‌ى اشرافيگرى و تقسيم نابرابر ثروت و مايه‌ى تضييع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفه‌جويى صحيح - همان كه در اسلام به آن قناعت مى‌گويند - به معناى نخوردن نيست. به معناى زياده‌روى نكردن، مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهى را ضايع نكردن است. اگر جامعه‌اى بخواهد قناعت و صرفه‌جويى را - كه يك دستور اسلامى است - عمل كند، بايد متوجه باشد كه در شكل كلى به عدالت اجتماعى و مسأله‌ى عدالت پرداخته شود.(1/1/1376)

5. الگوي مصرف يعني انضباط اقتصادي و مالي
انضباط اقتصادى و مالى يعنى مقابله با ريخت و پاش، زياده روى و اسراف. ريخت و پاش مالى و زياده روى در خرج كردن و زياده روى در مصرف، به هيچ وجه صفت خوبى نيست. نه اسمش جود و سخاست و نه كرم و بزرگ منشى است. فقط اسمش «بى‌انضباطى اقتصادى و مالى» است. كسانى كه بى‌خود خرج مى‌كنند؛ زيادى خرج مى‌كنند و زيادى براى خودشان مصرف مى‌كنند و رعايت موجودى جامعه را از لحاظ امكانات اقتصادى نمى‌كنند، انسانهايى هستند كه از نظر من بى‌انضباط از لحاظ امكانات اقتصادى و مالى هستند. اگر چنين وضعيتى ادامه پيدا كند، اين ملت كارش مشكل خواهد شد. به كسانى كه بى‌خود خرج مى‌كنند، اگر بگوييم شما چرا اين قدر خرج كرديد و چرا اين ميهمانى بى‌خود و بى‌جهت را با اين همه ريخت و پاش ترتيب داديد؟ مى‌گويند داريم و مى‌كنيم! آيا اين دليل كافى است كه دارم و مى‌توانم خرج كنم؟ نه؛ اين دليل به هيچ وجه دليل قانع كننده‌اى نيست. بايد به قدر نياز و حاجت، خرج و مصرف كرد. بخصوص كسانى كه اموال عمومى را مصرف مى‌كنند. آنها هم مانند كسانى كه اموال خودشان را بى‌حساب و كتاب خرج مى‌كنند، مخاطب اين مطلبند و نبايد زيادى مصرف كنند.بعضى افراد، پولدارند و درآمدى ان‌شاءالله از راه حلال دارند - آنها كه از راه حرام كسب درآمد كنند كه وضعشان بدتر است - اينها هم اگر در خرج كردن و وضع زندگى و تجملات بيهوده و بى‌جا و اعيان منشى، ريخت و پاش و اسراف كنند، بى‌انضباطى مالى و اقتصادى انجام داده‌اند. اين كارها اسمش ريخت‌وپاش است و ريخت‌وپاش امرى نكوهيده و ناپسند است. اين كارها زندگى ديگران را از لحاظ روانى مختل مى‌كند. شما مثلا مبالغ زيادى مواد خوراكى در فلان مهمانى معمولى مصرف مى‌كنيد؛ در حالى كه لازم نيست و در كنار شما و در همسايگى شما در يك محل دورتر، ولو در اقصى نقاط كشور، كسانى به اين مواد غذايى براى ادامه‌ى زندگى خود و فرزندان و عزيزانشان نياز مبرم دارند. آيا اين كار در چنين شرايط كار درستى است؟ پس در اموال شخصى و مالى كه از راه حلال هم به دست آمده باشد، ريخت‌وپاش غلط و خلاف انضباط است. كسانى كه اموال دولتى را مصرف مى‌كنند، ديگر بيشتر. من از مسؤولين امور مى‌خواهم جدا در زمينه‌ى مصرف اموال عمومى، در جاهايى كه اولويت ندارد - ولو ممكن است مورد نياز هم باشد، اما نياز درجه‌ى يك نيست - خوددارى كنند. آن جايى كه امر داير است بين نياز با اولويت و نياز بى‌اولويت، خوددارى كنيد. آن جايى كه نياز نيست و حاجت نيست، حتما مصرف نشود. آن جايى كه حاجت هست، اما حاجت بالاترى نيز هست آن‌جا هم مصرف نشود و اين امكان مالى در حاجت برتر و بالاتر مصرف گردد.( 1/1/1374)

6. تجمل‌گرايي نقطه مقابل سازندگي
زهد، يعنى بى‌اعتنايى به دنيا. بى‌اعتنايى به دنيا به معنى بى‌اعتنايى به تلاش دنيا نيست. چه كسى از اميرالمؤمنين عليه‌السلام در دنيا پر تلاش‌تر بود؟ چه كسى بيشتر از اميرالمؤمنين عليه‌السلام، از قدرت بازو، قدم، مغز، جسم، روح، مال و همه‌ى نيروهاى خود براى ساختن يك دنياى خوب استفاده كرده است؟ اشتباه نكنيم! بى‌رغبتى به دنيا، به معناى پشت كردن به تلاش، سازندگى، مبارزه و ساختن جهان به شكل مطلوب نيست. آن زحمتها را بايد كشيد. كسى كه بى‌رغبت به دنياست، زاهد است؛ يعنى همه‌ى آن زحمتها را مى‌كشد، مجاهده مى‌كند، مبارزه مى‌كند، خود را در ميدانهاى مبارزه حتى به خطر هم مى‌اندازد، تا پاى جان هم پيش مى‌رود، بازوى او، پاى او، مغز او، جسم او، روح او و دارايى او هم - اگر دارد - در راه ساختن دنياى خوب مصرف مى‌شود؛ منتها وقتى نوبت برداشت شخصى از خزانه‌ى دنيا مى‌رسد، كم برمى‌دارد. اين، معناى زهد است. پاى شخص او وقتى به ميان آمد و زندگى شخصى او وقتى مطرح شد، حظ خود را از لذايذ مادى كم مى‌كند. اين هم كه كم مى‌كند نه از اين بابت كه مى‌خواهد غرايز مادى را سركوب كند؛ نه. در همان حدى كه طبيعت انسان است، به‌طور معمول لذات و زيباييهاى زندگى را هم مورد استفاده قرار مى‌دهد؛ اما نه با ولع و نه مثل يك انسان حريص. از باب مثال، دو نفر بر سر سفره‌اى مى‌نشينند. يكى مى‌خواهد خود را سير كند و بلند شود. لذا هر چه دم دستش باشد مى‌خورد. نان بود يا خورش، فرقى نمى‌كند. مقصود اين است كه سد جوع كند؛ چون سد جوع لازم است. اما هدف نفر دوم، سد جوع نيست. نه اين‌كه نمى‌خواهد سد جوع كند. مى‌خواهد سد جوع كند؛ اما خواهان تنوع و تلذذ هم هست. دست مى‌اندازد به آن طرف سفره، دست مى‌اندازد جلو ديگران و ظروف غذا را جلو خودش مى‌كشد تا از همه نوع غذا به بهترين كيفيت و بيشتر از همه، استفاده كند. اين، همان است كه مذموم است. و اما، برداشت كم از دنيا و در مقابل، تلاش زياد، نقطه‌ مهم در زندگى اميرالمؤمنين عليه‌السلام است. خود او زاهد بود. به ديگران زهد را مى‌آموخت و امر مى‌كرد و خود از همه زاهدتر بود.(17/10/1371)

7. رفاه مستلزم اسراف نيست
رفاه مادى، به معناى ترويج روحيه‌ى مصرف‌گرايى نيست - كه خود، يكى از سوغاتهاى شوم فرهنگ غرب است - بلكه بدين معنى است كه كشور از نظر آبادى و عمران، استخراج معادن و استفاده از منابع طبيعى، تأمين سلامت و بهداشت جامعه، رونق اقتصادى و رواج توليد و تجارت، با تكيه بر استعدادهاى ذاتى نيروهاى انسانى خودى، به حد قابل قبول برسد و علم و فرهنگ و تحقيق و تجربه همگانى شود و نشانه‌هاى فقر و عقب‌افتادگى رخت بربندد. (23/4/1368)

8. مصرف به اندازه
من بخصوص توصيه مى‌كنم كه مردم از اسراف، چه در ايام عيد و چه در طول سال آينده و به ويژه در مراسمى كه معمولا در آنها دچار اسراف مى‌شوند، خوددارى كنند. مصرف بى‌رويه و زياد، قاعدتا از سوى قشرهاى مرفه انجام مى‌گيرد؛ چون قشرهاى ضعيف قادر نيستند كه زياد مصرف كنند. مصرفى كه از سوى يك قشر انجام مى‌گيرد، به زيان كشور است. يعنى هم زيان اقتصادى، هم زيان اجتماعى و هم زيان روانى و اخلاقى دارد. من مكرر عرض كرده‌ام، باز هم مى‌گويم و خواهش مى‌كنم كه مصرف‌گرايى را رها كنند. مصرف بايد به اندازه باشد، نه به حداسراف و زياده روى. اين اندازه در هر زمانى متفاوت است. امروز بسيارى از قشرهاى مردم و خانواده‌ها دچار مشكل و زحمتند و هنوز اثرات و ثمرات بازسازى كشور، خودش را به‌طور كامل نشان نداده و خيرات و بركاتش به همه نرسيده است. اندازه عبارت است از اين‌كه انسان خودش را هر چه مى‌تواند به اين قشرها نزديك كند. مسؤولين عزيز كشور، اعم از دولتى و قضايى و سايرين، بخصوص بايد اين اصل را بيش از ديگران رعايت كنند.(1/1/1371)

9. نقد مفهوم توسعه
اگر كسي، توسعه مطلوب را به رفاه‌طلبي و اسراف و اتراف تفسير كند، سرمايه‌داري غرب را اسوة توسعه اقتصادي قرار مي‌دهد، حال آن كه اين تفسير، باطل و ناصواب است و آنچه كه اسوه و الگوست، نظام عقلاني است كه اسلام آن را ترويج كرده است كه انسان در توليد بر محور عقل فعاليت كند و در محور مصرف نيز بر محور عقل مصرف كند.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در شنبه 22 اسفند 1388  ساعت 11:27 ب.ظ
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 



 عضو گروه مطالعات فرهنگي بسيج اساتيد گفت : اصلاح و بازسازي الگوهاي مصرف در تمامي ابعاد کلان و خرد آن نيازمند کالبد شکافي علمي توسط کارشناسان و معرفت گرايان است.

به گزارش ايرنا از سازمان بسيج اساتيد کشور، رسول کياني دستيابي به قله هاي پيشرفت و رسيدن به جايگاه رفيع در منطقه را نيازمند تبيين و توجيه آن دانست و گفت: بايد با رشد عملکرد از طريق اصلاح کار آمدي، ثمر بخشي، ارتقا کيفيت و حضور معتقدانه در وضعيت هاي رقابت جهاني با اتکاء به توانايي هاي خود، خردمندانه و جسورانه تهديدها را به فرصت و فرصت ها را به موجوديت و حقانيت مکتب انسان ساز اسلام پيوند بزنيم.
عضو گروه مطالعات فرهنگي سازمان بسيج اساتيد کشور با اشاره به اينکه نوسازي فرهنگي و اجتماعي بايد همواره در اولويت باشد، تاکيد کرد: تا زماني که تغيير و تحول فکري، تغيير در رفتار و اعمال و عادات از بالاترين سطوح جامعه تا لايه هاي زيرين آن رخ ندهد، مشکل ما هم چنان باقي خواهد ماند از اين رو براي تحقق اصلاح الگوي مصرف بايد بسياري از خرافات، تفکرات غلط، عادات و رفتارهاي رسوبي فرهنگي ما از جامعه رخت بربندد.
وي افزود: بنابراين براي گام نهادن در مسير نوسازي هاي بنيادين در عرصه هاي گوناگون نيازمند بهبود نظام و ساختار مديريتي در کشور هستيم.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در شنبه 22 اسفند 1388  ساعت 11:27 ب.ظ
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 




 خبرگزاري فارس: يكي از مشكلات اساسي كشور تورم حاكم بر آن است، تورمي كه سالهاست اقتصاد كشور را رنج مي دهد ،دلايل متعددي براي اين معضل بيان شده اما يكي از مهم ترين آنها وجود حجم زياد نقدينگي است.

به گزارش خبرنگار اقتصادي باشگاه خبري فارس «توانا»، رشد نقدينگي هميشه يكي از معضلات دولت‌ها در ادوار مختلف بوده و اين موضوع در سال‌هاي اخير به خصوص چهار سال گذشته مشكلات زيادي را براي دولت و مردم ايجاد كرده كه از جمله مي‌توان به افزايش سريع و غيرمترقبه قيمت مسكن در سال‌هاي 85 و 86 اشاره كرد.

* افزايش پس‌انداز، راهكار كاهش نقدينگي

بر اساس پژوهشي كه محمدعلي رحمت‌نژاد تهراني در پايان‌نامه كارشناسي ارشد خود با عنوان «نگرشي به رفتار اقتصادي بانكداري بدون ربا» در دانشگاه تهران انجام داده، مهمترين راه مهار تورم در ايران، كنترل رشد نقدينگي شناخته شده است.
وي راهكار كاهش نقدينگي در جامعه را افزايش پس‌انداز در بانك‌ها مي‌داند و پيشنهاد مي‌دهد: گسترش فرهنگ پس‌انداز، افزايش نرخ سود بانكي تا سطح نرخ تورم يا كاهش نرخ تورم، ايجاد بانك‌هاي خصوصي جهت سپرده‌گذاري ، پوشش جغرافيايي مناسب شعب بانك‌ها، تنوع بخشيدن بر طيف خدمات بانكي، افزايش مهارت فردي و شغلي كاركنان بانك‌ها در ارائه خدمات از جمله راهكارهاي افزايش پس‌انداز در بانك‌ها است.
به گزارش فارس: نكته‌اي كه در اين زمينه ممكن است ناديده گرفته شود و در تعريف نقدينگي هم آمده سپرده‌هاي بانكي از قدرت نقدشوندگي بالايي برخوردار هستند، زماني كه سپرده‌گذاران احساس كنند سرمايه‌گذاري در يك بخش سود بيشتري از بانك نصيب آنها مي‌كند، سرمايه خود را به آن بخش منتقل مي‌كنند و در واقع اين راهكار را نمي‌توان به عنوان راهكار قطعي براي اين موضوع برگزيد.
بر اساس پژوهشي ديگر كه سيمين دخت نقوي كلجاهي در پايان‌نامه كارشناسي ارشد خود با عنوان «بررسي اثر تغييرات نقدينگي بر بخش صنعت در ايران» در دانشگاه تبريز انجام داده عنوان شده است: حجم نقدينگي تأثير محسوسي روي توليدات بخش صنعت و شاخص قيمت توليدات صنعتي دارد.
اين پژوهشگر پيشنهاد داده است: به دليل محسوس بودن اثر نقدينگي بر بخش صنعت توصيه مي‌شود بانك مركزي نظارت دقيقي بر نقدينگي داشته باشد.
به گزارش فارس، بانك مركزي چشم دولت در نظارت بر مسائل پولي كشور است و حساس‌ترين سازمان در بخش اقتصادي هر كشور به حساب مي آيد هر گونه تغيير در مديريت آن تاثيرات قابل ملاحظه‌اي در اقتصاد كشور مي‌گذارد.


* وجود100 هزار ميليارد تومان نقدينگي مازاد در كشور

براساس اين گزارش، محمد باقر صدري عضو انجمن اقتصاددانان ايران درباره رشد نقدينگي در كشور تاكيد مي‌كند: عدم نظارت دقيق بانك مركزي در سال‌هاي 85 و 86 موجب افزايش قابل ملاحظه نقدينگي از حدود 64 هزار ميليارد تومان در تير 84 به 168 هزار ميليارد تومان در سال 86، كه اين امر موجب بالا رفتن ناگهاني و زياد قيمت مسكن شد.
صدري با اشاره به نقدينگي 180 هزار ميليارد توماني در كشور مي‌افزايد: در كشور با توجه به ظرفيت‌هاي اقتصادي و احتساب نفت 140 دلاري حدود 100 هزار ميليارد تومان نقدينگي مازاد وجود دارد.
در همين رابطه جمشيد پژويان عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي در مورد نقدينگي موجود در جامعه اظهار مي‌دارد: رقم دقيقي در مورد حجم نقدينگي در كشور موجود نيست ولي اگر ميزان رشد حجم نقدينگي با رشد توليد ناخالص ملي متناسب باشد، قيمت‌ها افزايش نخواهند يافت.
وي مي‌افزايد: حجم نقدينگي بايد به شكلي باشد كه مردم بتوانند با آنچه كه در دست دارند كالا و خدمات را خريداري كنند و ميزان نقدينگي بيش از حد نباشد تا در نتيجه رقابت در خريد، قيمت‌ها بالا رود.
اين كارشناس اقتصادي با اشاره به دلايل افزايش نقدينگي در كشور اظهار مي‌دارد: دولت براي جبران كسري بودجه از بانك مركزي استقراض مي‌كند.


* متناسب بودن رشد نقدينگي با رشد واقعي اقتصاد

فرهاد خرمي عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي عامل افزايش تورم در كشور را اختلاف بين رشد نقدينگي و رشد توليد ناخالص ملي مي‌داند.
براساس نظر اين كارشناس اقتصادي وقتي رشد حجم نقدينگي در كشور بيشتر از رشد توليد ناخالص ملي باشد تورم افزايش مي‌يابد.
خرمي در مورد متوسط رشد نقدينگي در 30 سال گذشته تصريح مي‌كند: در 30 سال گذشته متوسط رشد ساليانه حجم نقدينگي در كشور 30 درصد بوده كه اگر با رشد واقعي اقتصاد (رشد توليد ناخالص ملي) مقايسه كنيم به اختلاف 25 درصدي پي خواهيم برد.
وي اضافه مي‌كند: اين اختلاف باعث ايجاد تورم در كشور مي‌شود و در 30 سال گذشته رشد تورم در كشور 25 درصد بوده است كه اين امر باعث كاهش ارزش پول رسمي كشور در مقايسه با ارزهاي ديگر شده ، به طوري كه دلار هفت توماني، الان حدود هزار تومان خريد و فروش مي‌شود.



* مشكل نقدينگي در كوتاه‌مدت حل نخواهد شد

اين گزارش حاكي‌ است: كسري بودجه دولت عامل اصلي استقراض دولت از بانك مركزي و افزايش نقدينگي در جامعه است، اما بايد ديد در اين راستا دولت چه راهكارهايي را براي مقابله با كسري بودجه بايد انجام دهد.
خرمي در مورد راهكار كاهش نقدينگي مي‌گويد: دولت بايد با كاهش هزينه‌ها و افزايش ماليات از كسري بودجه جلوگيري كند تا مجبور نباشد با استقراض از بانك مركزي، نقدينگي را افزايش دهد.
وي در خصوص عدم حل شدن مشكل كسري بودجه در طي ساليان گذشته مي‌گويد:‌ منافع سياسي در كوتاه‌مدت و منافع اقتصادي در بلندمدت به ثمر مي‌رسد، به همين دليل دولت‌ها براي جلب اعتماد مردم براي راي آوردن به دنبال منافع كوتاه‌مدت مي‌روند.
خرمي مي‌افزايد: افزايش نقدينگي براي جبران كسري بودجه به جهت پرداخت حقوق كاركنان از جمله اقدامات دولت‌ها براي جلب آراي عمومي است كه در درازمدت كشور را دچار مشكل خواهد كرد.
خرمي معتقد است كه كسري بودجه به دليل عدم تامين ماليات، استقراض داخلي و خارجي و افزايش هزينهَ‌هاي دولتي بوجود مي‌آيد و راهكار كوتاه‌مدت براي كسري بودجه وجود ندارد.

* قد كشيدن نقدينگي با تغذيه از كسري بودجه

براساس اين گزارش، آنچه كه از نظرات كارشناسان بر‌مي‌آيد اين است كه نقدينگي عامل اصلي افزايش تورم در كشور مي باشد كه آن هم به دليل كسري بودجه دولت حاصل مي‌شود و تا زماني كه در كشور مسائل سياسي، سياست‌هاي اقتصادي را تعيين كند و دولت‌ها براي جلب آراي عمومي و راي آوردن هزينه‌هاي جاري خود كه همان حقوق كاركنان است، افزايش دهند، نمَي‌توان اميدي به حل شدن معضل تورم، نقدينگي و كسري بودجه داشت.
اين گزارش حاكي است، سؤالي كه در اين زمينه ممكن است مطرح شود اين است كه دولت‌هاي كشور‌هاي صنعتي نيز مانند كشور ما مايل به جلب آراي عمومي هستند، ولي مشكل كسري بودجه و افزايش نقدينگي كمتر در اين كشورها مشاهده مي‌شود، دليل چيست؟
اين گزارش مي‌افزايد، در كشورهاي صنعتي به دليل برنامه‌ريزي دقيق و بودجه‌ريزي مناسب، از كسري بودجه جلوگيري مي‌شود و اگر با همه اين اقدامات باز دولت دچار كسري بودجه شد به دليل استقلال بانك مركزي از دولت هرگونه افزايش نقدينگي بايد تحت نظر پارلمان باشد و رئيس كل بانك مركزي در برابر پارلمان مسئول است.
بنابراين گزارش، دولت‌ها در هنگام مواجه با كسري بودجه با كاهش هزينه‌هاي دولتي و افزايش ماليات اين موضوع را جبران مي‌كنند و اگر باز هم نتوانند كسري بودجه را جبران كنند با درخواست از بانك مركزي در صورت موافقت پارلمان مي‌توانند با روش‌هايي از جمله استقراض داخلي يا خارجي منابع خود را تامين كنند.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در شنبه 22 اسفند 1388  ساعت 11:26 ب.ظ
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 

اصلاح الگوي مصرف طرحي بسيار مهم و ضروري بود كه در سال 1388 بر زبان رهبر عزيز انقلاب جاري گرديد و سوژه اي شد براي خيلي از موارد كه با گفتار و كردار پيگيري شود تا شاهد نتايج درخشان مادي و معنوي آن باشيم. مثلي معروف داريم كه ذره ذره خيلي شود و قطره قطره سيلي. راستي اگر دقت كنيم حقيقت را درك خواهيم كرد. خداوند متعال نعمتهاي فراوان و بيشماري در اختيار انسان قرار داده است و دستور كيفيت استفاده از آن نعمتها را صريحا در قرآن كريم براي همه بيان فرموده است مثلا در مورد خوراكيها آيه اي بسيار صريح داريم كه «كلوا و اشربواو لاتسرفوا». بخوريد و بياشاميد ولي اسراف و زياده روي ننمائيد. (سوره اعراف آيه 31) شاعر ميگويد: نه چندان بخور كز دهانت برآيد نه چناد كز ضعف جانت برآيد به مسئله اعتدال و ميانه روي بايد توجه كرد كه آيات بسيار صريحي در قرآن داريم حتي در مورد انفاق و بخشش كه آنهمه تاكيد شده ولي در عين حال امر به اعتدال گرديده است. در سوره فرقان آيه 67 ميفرمايد: «والذين اذا انفقوا ولم يسرفوا ولم يقترواو كان بين ذلك قواما». بندگان خوب خداوند كساني هستند كه در بخشش زياده روي و كوتاهي نمي كنند و اعتدال را رعايت مينمايند. در سوره اسري آيه 26 تا 30 صريحا و اكيدا از اسراف نهي ميفرمايد و اسراف كنندگان را برادران شيطان ميدانند. بهرحال قرآن كريم پيروان خود را به شدت از افراط و تفريط نهي مي كند و برحذر ميدارد. اگر به اين دستور قرآن عمل ميشد نتايج درخشان بدست مي آمد. البته بايد از مرحله حرف و گفتگو و نوشتن و مصاحبه به مرحله عمل قدم گذاشت. امسال از نظر حرف و غيره بسيار اقدام مي شود كه اميدوارم از خود و خانواده خود و اداره و بازار و شركتها و مهمان خانه ها و پادگانها شروع شود و از آنهمه ريخت و پاش و اسرافهاي مختلف جلوگيري شود و طوري شود كه اضافه آوردن غذا و نان ممنوع گردد و جرم حساب شود و يك نوع استانداردي براي مصرف تهيه شود كه اضافه نيايد. اگر شما سري به بعضي جاها بزنيد و كارتن هاي نان خشك و اضافي غذا را ببينيد و دقت كنيد متوجه ميشويد كه چقدر نعمت خداوند به هدر مي رود و هيچكس احساس مسئوليت نميكند و اصلا هيچگونه امرونهي در اين مورد صورت نمي گيرد چه بسا تعدادي نان سالم و مقدار زيادي برنج و خورشت اضافي موجود است. شما را بخدا بيائيد يك فكر اساسي كنيد و براي هميشه اين معضل را برطرف كنيد.
آن همه آيات و روايات چرا بايد به دست فراموشي سپرده شود كي مي خواهيم به آيات عمل كنيم چرا بي تفاوت هستيم چرا نهي از اسراف نمي كنيم چرا آن همه مشاهدات را ناديده مي گيريم كافي است شما سري به سطلهاي آشغالي ميهمانسراها و ادارات و پادگان ها بزنيد تا از نزديك اسرافهاي فراوان را مشاهده كنيد. مسئولين جواب خدا را چه مي دهند مسئولين خدمات آشپزها تقسيم كنندگان غذا و خورندگان غذاهاي آماده همه و همه مسئول اين اسرافها هستند و بايد به درگاه خداوند پاسخ گو باشند. آن همه آرد و برنج و حبوبات و گوشت را چه كسي در اختيار آشپزخانه ها قرار مي دهد چرا نسنجيده عمل مي كنند براي نمونه در يك پادگان كه 600 غذا خور داشت براي هر نفر دو عدد نان در هر وعده يعني صبح و ظهر و شب درنظر گرفته بودند كه پيش از نصف آن به هدر مي رفت و مصرف نمي شد. شما حساب كنيد روزانه 600 عدد نان به هدر برود چه ضرري وارد ميشود! چه مي شود اگر سهميه را كسر كنند و بر مزايا و امتيازات ديگر بيفزايند و چيزهايي كه ضرورت دارد و جذب مي شود تهيه نمايند و بهرحال صرفه جوئي كنند تا به مشكل اقتصادي گرفتار نشويم. چرا ما بايد مصرف كننده كشورهاي خارج باشيم در حالي كه با رعايت و اصلاح الگوي مصرف ميتوانيم به خودكفائي برسيم و از كشورهاي بيگانه بي نياز شويم و هزينه اي كه به آنان مي پردازيم در راه عمران و آبادي و در راه فرهنگ سازي و گسترش اسلام و قرآن به كار ببريم. فرمانداري ها و بخشداري ها در دادن سهميه به پادگانها و ادارات و شركتها و قهوه خانه ها تجديدنظر و دقت بيشتري كنند. گاهي روابط دست اندركاران با يك ديگر سبب مي شود كه تا دو برابر سهميه واقعي به جاهاي مذكور اختصاص دهند و از جيب خليفه بخشش نمايند و با بيت المال بازي كنند و خواسته و ناخواسته حيف و ميل هاي فراوان صورت گيرد كه بايد در پيشگاه عدل الهي پاسخ گو باشند. اي كاش اين مطالب به سمع آنان برسد و دست از اين گونه كارها بردارند و سبب وابستگي مملكت به كشورهاي اجنبي نشوند. تقسيم كنندگان بودجه آرد و برنج و غيره صددرصد مقصرند.
مثال معروفي است كه ذره ذره خيلي شود و قطره قطره خيلي
اسلام افراط و تفريط را نهي مي كند و به اعتدال فرمان مي دهد.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در سه شنبه 18 اسفند 1388  ساعت 11:15 ب.ظ
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 

رشد لجام گسيخته مصرف‌گرايي و دلبستگي ما به داشتن خانه‌ها و خودروهاي تجملاتي لوکس که آثار زيان‌بار جسمي و روحي و زيست‌محيطي و فرهنگي و اجتماعي آن تقريباً براي همه ما روشن گرديده است، دو راه‌حل در برابر ماقرار مي‌دهد: کاهش مصرف و يا اعتماد به وقوع معجزه‌اي تکنولوژيکي براي بهبود اين شرايط. البته در سايه سلطه نظام‌هاي مادي‌گرايانه در قريب به اتفاق مناطق دنيا و رشد بي‌عدالتي و عدم اطمينان، گويي همه در انتظار وقوع معجزه‌اي تکنولوژيک نشسته‌اند. در برابر اعتياد فاجعه‌آميز همه ما به خريد و مصرف بيشتر و با وجود رشد تمايلات خوب و در عين حال کم‌نتيجه مصرف‌کنندگان، آيا زمان آن فرا نرسيده که همچون سال‌هاي جنگ جهاني دوم به سوي يک سيستم اقتصادي کم‌مصرف و بهينه و توأم با ارزش‌هاي انساني حرکت کنيم؟ هرچند از هم اينک مي‌توان پيش‌بيني نمود که هيچ يک از رهبران و احزاب سياسي ما حاضر نمي‌شوند که مردم را به چنين سياست‌هايي تشويق کنند.



يک جزوه قديمي در آشپزخانه منزل ما وجود دارد که آثار لکه‌هاي قهوه و يادداشت‌هاي بي‌مصرف زيادي روي آن وجود دارد. اما من تصميم ندارم آن را دور بياندازم. ايده‌اي خوب که ممکن است همچنان هم تداوم بيابد.
چرا؟ براساس همه پژوهش‌هاي صورت گرفته، افراد زيادي نظير من وجود دارند. افرادي که تمايلات و نگرش‌هاي خوبي دارند و عميقاً در مورد گرم شدن تدريجي آب و هوا نگرانند، اما همچنان در تبديل اين نظرات به رفتارهاي روزمره زندگي خود ناتوانند. براي اين وضعيت مي‌توان دلايلي نظير انبوه شدن اطلاعات دريافتي، کمبود زمان و ترديد در انتخاب گزينه‌هايي مناسب را برشمرد. به علاوه، بسياري بر اين عقيده‌اند که همه تلاش‌هاي ما در آن سوي معادله، به دليل اقدامات غيرمسئولانه‌اي نظير ساخت دو نيروگاه برق در هفته از سوي چيني‌ها، عملاً با موفقيت چنداني همراه نخواهد بود.
آيا دست زدن به اقداماتي نظير کاهش مصرف گوشت به نصف مقدار کنوني، چشم‌پوشي از رفتن به سفرهاي تفريحي و حمام آفتاب با هواپيما، تلاش براي بازيافت بيشتر زباله‌ها، و پياده‌روي تا مدرسه، کافي خواهند بود؟ مسلماً نه، چرا که اين اقدامات، تنها به خراشيدن يک سطح محکم شباهت دارد. اگر جهان توسعه يافته به کاهش 80 درصدي حجم انتشار کربن که مورد درخواست سازمان ملل متحد از اين دولت‌ها در کنفرانس بالي (اندونزي) بوده، تن دهد، بي‌ترديد فرزندان ما زندگي متفاوتي را به نسبت آنچه که هم اينک ما انتظار فرا رسيدن آن را داريم، تجربه خواهند کرد.
در سال 2006 ميلادي، هر انگليسي به طور متوسط 6/9 تن دي‌اکسيد کربن(
CO2 ) توليد نموده که اين رقم بايد در سال 2050 ميلادي به 3 تن کاهش يابد و البته ترديدي وجود ندارد که در مورد لزوم اين کار در ميان متخصصان محيط زيست و اقتصاددانان، اجماعي همه‌جانبه وجود دارد. البته در کنار مسئوليت دولت‌ها، شهروندان ما هم بايد علاوه بر کاهش مصرف، به گونه‌اي متفاوت مصرف نمايند. به بيان ديگر، آيا پايداري حيات ما در اين کره خاکي، به يک اصلاح همه‌جانبه و تشکيل زندگي متفاوتي نياز دارد و يا با تداوم وضع موجود و دلبستگي به داشتن خانه‌هايي راحت، خودروهايي شيک و تعطيلاتي مفرح بدون توجه به آثار زيست‌محيطي آن هم مي‌توان به اين آرمان دست يافت؟
سياست‌هاي زيست‌محيطي دولت ما عمدتاً با محوريت روش دوم سازمان دهي و اجرا مي‌گردد. مشکل اينجاست که هيچ دليلي وجود ندارد که نشان دهد، در سايه اتکا به روش‌هاي کنوني موسوم به معجزه تکنولوژيکي، مي‌توان به کاهش موردنظر در سطح انتشار گاز کربن دست يافت. در گذشته، افزايش کارايي مصرف انرژي عمدتاً به مواردي اين چنين محدود بوده است: «اگر يخچال فريزر من از کارايي انرژي مناسبي برخوردار است و بهايي ارزان‌تر هم دارد، شايد من براي تابستان گرم بعدي هم يک دستگاه تهويه مطبوع با همين مارک خريداري کنم.»
البته نوآوري‌هاي تکنولوژيکي يک بخش مهم از راه‌حل‌هاي فراروي ما خواهد بود، اما اين روش‌ها به تنهايي کافي نيستند؛ چرا که بر اين اساس، يک ايمان منطقي و عقلايي از سوي دولتمردان ما نسبت به موفقيت اين دستکاري‌ها و نوآوري‌ها وجود دارد.
متأسفانه گزينه کاهش مصرف، چيزي است که هيچ سياستمداري به آن توجه ندارد. در يکي از جلسات برپا شده با اين موضوع، مسئولان خزانه‌داري ما اين رويکردها را ارتجاعي و کاري همانند زندگي در غارها عنوان نمودند. هم اينک نيز ما صاحب يک سيستم سياسي هستيم که بر مبناي رشد اقتصادي بنيان‌گذاري شده و براي سنجش آن از نرخ توليد ناخالص داخلي (
GDP ) استفاده مي‌شود. البته افزايش اين عدد هم منوط به افزايش بيشتر و بيشتر مخارج مصرف‌کنندگان است. رشد اقتصادي براي کاستن از سطح بدهي‌هاي ملي و ايجاد يک دولت رفاه نيز منافعي فراوان دارد. اگر مردم از خريدهاي خود دست بکشند، احتمالاً اقتصاد ما فرو خواهد پاشيد و جاي تعجبي هم ندارد که يکي از وظايف رهبران سياسي ما پس از هر حمله تروريستي، اطمينان بخشي به مردم (در مورد وجود امنيت) و تشويق آنان به تداوم خريدهايشان است. (کاري که جورج بوش و آن ليوينگستون پس از حملات 11 سپتامبر و بمب‌گذاري‌هاي لندن انجام دادند.) تبليغات و بازاريابي به عنوان دو بخش غول‌پيکر اقتصاد، به صورتي کامل و همه‌جانبه، بر اين اساس پايه‌گذاري شده‌اند که ما به خريدهاي مصرفي خود ادامه دهيم و فرزندان ما نيز اين راه را ادامه دهند.
ما در قلب اين مدل اقتصادي، شاهد وجود يک ديوانگي و به دنبال آن هزينه‌هاي فاجعه‌آميز زيست‌محيطي هستيم. روان شناس سرشناس آمريکايي تيم کاسر به صورتي عالي، از يک نمودار براي نشان دادن اين شرايط بهره مي‌برد. در اين شکل، يک خط نشانگر درآمد شخصي افراد بوده که در 40 سال اخير سر به آسمان ساييده است. خط ديگري هم نشانگر افرادي مي‌باشد که اعلام داشته‌اند، احساس خوشحالي و رضايت بسيار زيادي دارند. البته شيب اين خط در اين دوره، تغييري نداشته است. بدين ترتيب، شکاف موجود ميان اين دو خط در طول اين دوره، رو به فزوني نهاده است. پس اين همه مصرف براي شادماني ما کافي نيست.
اما نمودار، تأثيراتي اميدوارکننده و در عين حال نگران‌کننده دارد. از جنبه اميدوارکننده، اين نمودار نشان مي‌دهد که يک نظام اقتصادي بنا نهاده شده بر مبناي مصرف اندک، فاجعه نخواهد بود. در مقابل هم، نکته نگران‌کننده اين است که ما با وجود اينکه مي‌دانيم، خريد و مصرف بيشتر ما را شادمان‌تر و رضايتمندتر نمي‌کند، همچنان به اين کار ادامه مي‌دهيم. وي معتقد است که مصرف‌گرايي بدون حد و مرز ما، پاسخي غيراداري به فقدان امنيت و همچنين يک نوع ناسازگاري رفتاري مي‌باشد. در چند دهه گذشته، منابع ناامني دوچندان شده‌اند. در کنار دستکاري‌هاي زياد اذهان ما توسط تبليغات، ما شاهد شکل‌گيري منابع جديدي از ناامني و اقتصادهاي بازاري بسيار رقابتي بوده‌ايم که دامنه گسترده‌اي را از مفاهيمي نظير هويت (من که هستم و به کجا تعلق دارم؟) تا نيازهاي بنيادين (چه کسي در سنين پيري به مراقبت از من مي‌پردازد؟) در برمي‌گيرد. اين رابطه موجود ميان مادي گرايي و ناامني به ما کمک مي‌کند که توضيح دهيم، چرا کشورهايي کاملاً متفاوت نظير ايالات متحده و چين، عميقاً رفتاري مادي‌گرايانه داشته و با ناامني‌هايي فزاينده هم روبه‌رو هستند.
بي‌ترديد درخشش و تلألؤ دل فريب روزافزون اين سيستم اقتصادي بنيان نهاده شده بر مبناي ناعدالتي، بر اين اساس است که ساز و کار دروني تقويت و استحکام‌بخشي در آن تعبيه گرديده است. چرا که هر چه شما بيشتر احساس ناامني نماييد، بيشتر مادي گرا مي‌گرديد و البته با افزايش سطح مادي گرايي، شما احساس ناامني و عدم اطمينان افزون‌تري خواهيد نمود. همان‌طور که آقاي کاسر نشان مي‌دهد، ارزش‌هاي مادي گرايانه (که در ميان نوجوانان سراسر دنيا و با هر ديدگاه سياسي و اقتصادي در حال افزايش است) شما را عصبي‌تر و همچنين حساس‌تر نسبت به افسردگي نموده و در عين حال از تمايل شما به همکاري و همراهي با ديگران مي‌کاهد. مطالعات علمي مختلف انجام شده حاکي از آن است که مردم، منابع و سرچشمه‌هاي واقعي تقويت جايگاه ارزش‌هاي انساني را مي‌شناسند (ويژگي‌هايي نظير روابط اجتماعي خوب، خودباوري و احساسات اجتماعي‌گرايانه) اما آنان در سايه سنگين همبستگي خوفناک و رعب‌انگيز منافع اقتصادي و سياسي، روز به روز از اين ارزش‌هاي واقعي دور مي‌گردند و تنها به افزايش ساعت‌هاي کاري خود و پرداخت پول بيشتر و بيشتر فکر مي‌کنند.
به هرحال، تغيير اين نگرش کاري دشوار خواهد بود و حرکت به سوي يک اقتصاد کم‌مصرف نياز به مديريت و راهبري دقيق و همه‌جانبه‌اي دارد؛ اما بزرگ‌ترين تناقض موجود اين است که تغيير رفتارهاي مصرف‌گرايانه کنوني باعث ايجاد بازخوردهايي مخرب در فرد مي‌شود (همان چيزي که کاسر از آن به عنوان ناسازگاري رواني و احساسي دوگانگي ياد مي‌کند). مصرف کمتر و بهينه مي‌تواند جامعه را به سوي ثبات اقتصادي و افزايش ناامني سوق دهد، هرچند تغيير آب و هواي کره زمين هم افراد را ناامن‌تر خواهد نمود. البته پاسخ ما هم در برابر اين وضعيت، مي‌تواند دامن زدن به جريان کنوني مصرف‌گرايي انبوه و بي‌حد و مرز باشد. يعني «بخور، بنوش و خوش باش. عمر ما کوتاه است.» و يا اينکه با حداکثر قدرت ممکن در برابر تأثيرات ناشي از تغيير آب و هواي کره زمين، موضع‌گيري ‌نماييم.
ما با يک گزينه ديگر هم روبه‌رو هستيم که مي‌تواند راهبردي همه‌جانبه تلقي گردد: يک سيستم اقتصادي کم‌مصرف و بهينه که ارزش‌ها و خواسته‌هاي واقعي زندگي‌ انساني را تأمين کند. اکثر ما حتي به صورتي اندک دريافته‌ايم که تغييرات گسترده در شيوه زندگي کنوني ما ضروري است، اما ما در انتظار شخصي ديگر هستيم که اين کار را آغاز نمايد. همان‌طور که گزارش سال گذشته «کميسيون توسعه پايدار» دولت ما هم با اين عنوان هشداردهنده شروع شده بود: «من مي‌خواهم، اگر شما بخواهي.»
به صورتي اميدبخش، ما مي‌دانيم که اين کار قابل انجام است، همان‌طور که والدين و پدربزرگ‌هاي ما در سال‌هاي جنگ جهاني دوم اين کار را مديريت و اجرا نمودند. اين رويکرد سودمند که از سوي آندره سيمز در کتاب «بدهي اکولوژيکي» معرفي گرديده، نشان دهنده نقش مهم دولت در اين حيطه است. البته در اوايل دهه چهل ميلادي هم کاهش شديد به وجود آمده در مصرف خانوار، نه براساس اتکا بر تمايلات خوب که به دليل تبليغات جهت‌دار و عظيم دولت انگلستان و همچنين تلفيق يک سيستم عقلايي و ماليات‌هاي اخذ شده از کالاهاي لوکس به وجود آمد. مي‌توان از اين راهکارها در قرن بيست يکم نيز بهره برد، هرچند قريب به اتفاق احزاب و رهبران سياسي ما به شدت از توصيه به چنين سياست‌هايي پرهيز مي‌کنند.

 



● نويسنده: مادلين - بونتينگ

● منبع: ماه نامه - سياحت غرب - 1387 - شماره 57، فروردين - به نقل از
www.Guardian.co.uk

 



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در سه شنبه 18 اسفند 1388  ساعت 11:13 ب.ظ
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 

 


قرآن پيرامون پنجمين ويژگي ممتاز بندگان خالص خداوند رحمن چنين مي‏فرمايد: «وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا»1 آنان كساني هستند كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف كنند و نه سخت‏گيري، بلكه در ميان اين دو، اعتدال مي‏ورزند.»

اين آيه بيانگر يكي از مهمترين مسايل زندگي است كه رعايت آن موجب آسايش و آرامش فرد و جامعه شده و باعث گشودن گره‏هاي مشكلات و برطرف كردن بسياري از نابساماني‏هاي اجتماعي و اقتصادي مي‏گردد. و مي‏توان آن را به عنوان معجزه زندگي خوشبختانه ياد كرد، و آن مسأله اعتدال در انفاق و مصرف است.

اعتدال يعني ميانه‏روي و حدفاصل بين افراط و تفريط، كه چنين كاري از نظر اسلام در همه چيز، محبوب و مطلوب است، قرآن مسلمانان را به خاطر پيروي از اسلام، به عنوان «امّت وسط» يعني امت معتدل خوانده ومي‏فرمايد: «وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا»2 اين گونه شما را امّت ميانه قرار داديم.

اميرمؤمنان علي(ع) آنان را كه از راه اعتدال به سوي افراط يا تفريط كشانده مي‏شوند، جاهل خوانده مي‏فرمايد: «لاتَرَي الجاهل إلاّ مُفرطا أو مفرّطا»3 هميشه جاهل را نمي‏نگري جز اين كه يا زياده روي مي‏كند، و يا كم مي‏آورد.

در آيه مورد بحث كه بيانگر پنجمين نشانه بندگان ممتاز خدا است، از يكي از شاخه‏هاي مهم اعتدالي، كه مربوط به امور اقتصادي و زندگي اجتماعي است، سخن به ميان آورده كه نقش مهمي در اصلاح زندگي و سامان يافتن شؤون اجتماعي و خانوادگي دارد، و آن رعايت اعتدال در مصرف است، يعني انسان مسلمان، در انفاق و مصرف، نه اسراف مي‏كند و نه سخت‏گيري، بلكه راه ميانه بين اين دو را برمي‏گزيند.


نكوهش اسراف در اسلام

اسراف به معني هرگونه زياده‏روي و تجاوز از حد اعتدال در هر چيزي است كه انسان آن را بجا مي‏آورد، مثلاً براي يك وعده غذا و سير شدن، معادل 600 گرم غذا كافي است، اينك اگر كسي براي خود، يك كيلو غذا درست كند، و 800 گرم آن را بخورد، و بقيه بماند و آن را دور بريزد، چنين كسي در يك وعده غذا دوگونه اسراف نموده، نخست اين كه 200 گرم بيشتر خورده، دوم اين كه 200 گرم ديگر را كه بيشتر درست كرده به دور ريخته است، به اين ترتيب در يك وعده غذا 400 گرم غذا بيهوده مصرف شده است. با توجه به اين مثال، و جريان دادن آن در جهات و ابعاد مختلف زندگي، به روشني مي‏فهميم كه در جامعه ما چقدر اسراف در چهره‏هاي گوناگون وجود دارد.

اسراف مصاديق مختلف دارد، يكي از شاخه‏هاي آن كه در آيه مورد بحث از آن نهي شده اسراف در مصرف است، مانند: اسراف در خوردن و آشاميدن، اسراف در به دور ريختن غذاهاي اضافي، اسراف در صرف هزينه‏هاي گزاف در امور تجمّلي و تزييني و تشريفات بي‏محتوا و... حتّي اگر در عبادت زياده‏روي شود مثلاً در وضو يا غسل، آب بيش از حدّ عقلي و طبيعي مصرف گردد، اسراف است، بر همين اساس پيامبر(ص) فرمود: «في الوضوء اسرافٌ، و في كلِّ شي‏ء اسرافٌ»4 در وضو و در هر چيزي مي‏تواند اسراف راه يابد.

شخصي به نام عباسي به محضر امام رضا(ع) مشرّف شد و پيرامون شيوه صحيح مصرف در خانه نسبت به هزينه زندگي همسر و فرزند و ساير شؤون سؤال كرد، حضرت رضا(ع) در پاسخ فرمود: «بايد مصرف تو به گونه‏اي باشد كه بين دو كار ناپسند (اسراف و سخت‏گيري) قرار گيرد.»

عباسي پرسيد: منظورتان از اين سخن چيست؟ فرمود: آيا سخن خدا در قرآن را نشنيده‏اي كه اسراف و سخت‏گيري را ناپسند مي‏شمرد و (در وصف بندگان ممتاز خداوند) مي‏فرمايد «والّذين إذا أنفَقوا...»5 بندگان خداي رحمان كساني هستند كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف كنند و نه سخت‏گيري، بلكه ميان اين دو (حداعتدال) را مي‏گيرند» بنابراين در مورد معاش و هزينه زندگي اعضاي خانواده، در خريد و مصارف، ميانه‏رو باش.6

مطابق روايت ديگر، يك روز امام صادق(ع) در نزد شاگردان، همين آيه (67 فرقان) را تلاوت فرمود، آنگاه مشتي سنگريزه از زمين برداشت و محكم در دست گرفت و فرمود: اين همان بخل و سخت‏گيري است (كه در آيه از آن نهي شده است) سپس مشت ديگري برداشت و چنان دست خود را گشود كه همه آن بر روي زمين ريخت و فرمود: اين همان اسراف است، بار سوم مشت ديگري برداشت و كمي دست خود را گشود، به گونه‏اي كه مقداري فرو ريخت، و مقداري در دستش باقي ماند و فرمود: «اين همان اعتدال بين سخت‏گيري و اسراف است.»7

در قرآن در آيات متعدد از اسراف در مصرف و انفاق نهي شده است به عنوان نمونه نظر شما را به چند آيه جلب مي‏كنيم:

1 ـ «كلوا واشرَبُوا و لاتُسْرِفوا»8 و بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نكنيد.

2 ـ «و آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِه و لاتُسرفوا»9 هنگام درو، حق زكات (غلاّت و...) را بپردازيد، ولي (در انفاق) اسراف نكنيد.

3ـ روايت شده فقيري به محضر پيامبر(ص) آمد و تقاضا كرد كه آن حضرت پيراهنش را به او ببخشد. پيامبر(ص) پيراهنش را از تن خود بيرون آورد و به او داد، و چون پوشش ديگر نداشت، در خانه به طور عريان نشست و حتي براي نماز جماعت بيرون نرفت، كافران در غياب، آن حضرت را سرزنش كردند و به او چنين تهمت زدند كه خواب و لهو، آن حضرت را از نماز بازداشته است. در اين هنگام اين آيه نازل شد: «ولاتَجعَل يَدَكَ مَغْلُولَةً إلي عُنُقِكَ و لا تبْسُطها كلّي البَسْط فتقعد ملوما محسورا»10 هرگز دستت را برگردنت زنجير نكن (بخل نورز) و بيش از حد (اعتدال نيز) دست خود را مگشاي تا مورد سرزنش قرار گيري و از كار فروماني.

براساس همين آيات و دستورهاي الهي، پيامبر(ص) فرمود: «ما مِنْ نَفَقَةٍ احبَّ اِلَي اللّه مِنْ نفقةِ قَصْدٍ، و يبْغُضُ الإسراف»11 هيچ انفاقي در پيشگاه خدا محبوب‏تر از انفاق معتدلانه نيست، خداوند اسراف در انفاق را دشمن دارد.

نيز بر همين اساس پيامبر(ص) و اميرمؤمنان علي(ع) و ساير امامان(ع) بسيار ساده مي‏زيستند، و از هرگونه تجمل‏گرايي و تشريفات پرهيز جدّي مي‏نمودند.

اميرمؤمنان علي(ع) براي كارگزاران خود چنين نامه مي‏نوشت:

«آدِقّوا اقلامَكُمْ، و قارِبُوا بَيْنَ سُطُوركُمْ، و اَحْذِفُوا عَنْ فُضُولِكُمْ، وَاقْصُدُوالمعانيَ، و ايّاكُمْ والإكْثارَ، فَاِنَّ اموالَ الْمُسْلِمينَ لاتَحْتَمِلُ الضَّرَر»12 سر قلم‏ها را نازك‏تر كنيد، و بين سطرها را نزديك نماييد، و از استخدام واژه‏هاي زايد بپرهيزيد، و معاني را هدف قرار دهيد، و از پرچانگي و زياده‏روي دوري نماييد، زيرا نبايد به ثروت مسلمانان آسيب برسد.

نيز فرمود: «آگاه باشيد؛ بخشيدن مال در جاي ناروا، بريز و بپاش و بيهوده نمودن آن است، اين گونه بخشش، بخشنده را در دنيا بالا مي‏برد، ولي در روز رستاخيز به پايين مي‏كشاند، و در پيش مردم او را محترم مي‏كند، ولي در پيش خدا خوار مي‏گرداند، هركس مال خود را در جاي نادرست و نزد ناشايستگان گذاشت، خداوند شكر آن مال را به او حرام مي‏نمايد.»13

«مَنْ اَنْفَقَ شَيْئا في غَيْرِ طاعَةِ اللّهِ فَهُوَ مُبَذِّرٌ»14 كسي كه چيزي از مال خود را در راه غير خدا مصرف كند، چنين كسي اسراف كار است.

ياسر خادم مي‏گويد: روزي غلامان امام رضا(ع) ميوه مي‏خوردند، ولي هنوز آن را به طور كامل نخورده، به گوشه‏اي مي‏انداختند، آن حضرت اين كار اسراف كارانه آنها را ديد و خشمگينانه به آنها فرمود: «سبحان اللّه! اگر شما به اين ميوه‏ها نياز نداريد، انسان‏هايي هستند كه نياز دارند، چرا دور مي‏ريزيد؟ آنها را نگه داريد و به نيازمندان بدهيد.»

و امام صادق(ع) در ضمن نهي از دور افكندن هسته خرما، و نكوهش اسراف كاران فرمود: «حتي ته مانده آب ظرفي را به دور نريزيد كه اسراف است.»15


پرهيز شديد امام خميني از اسراف در مصرف

حضرت امام خميني قدّس سرّه، كه در عمل به دستورهاي اسلام، بسيار جدّي و نمونه بودند، در مورد اسراف در همه ابعادش و به ويژه در مصرف، حساسيت مخصوصي داشتند، به عنوان نمونه نظر شما را به سه مورد زير جلب مي‏كنم:

1ـ يكي از مسؤولين دفتر امام خميني قدّس سرّه مي‏نويسد: يك بار مسؤول امور مالي، پشت يك پاكت چيزي نوشت و به امام داد، امام در يك كاغذ كوچك جواب آن را داد و در زير آن چنين نوشت: شما در اين قطعه كوچك نيز مي‏توانستيد بنويسيد.»

از اين رو آن برادر كاغذهاي خورده‏ها را جمع و جور مي‏كرد و در كيسه‏اي مي‏گذاشت، و هنگامي كه مي‏خواست، براي امام چيزي بنويسد، روي آن كاغذ پاره‏ها مي‏نوشت، امام هم زيرش جواب مي‏نوشتند.16

2ـ سركار خانم زهرا مصطفوي (دختر امام) از خاطرات دوران كودكي خود، چنين مي‏گويد: درس امام در ساعت يازده و نيم تمام مي‏شد، ايشان در اين هنگام بيست دقيقه با ما (كه كودك بوديم) بازي مي‏كرد، سپس ده دقيقه به ظهر، براي انجام مقدمات نماز حاضر مي‏شد، امام با خريد اسباب بازي خيلي مخالف بودند و مي‏گفتند: اين پول باطلي است، با وسايلي مانند گِل، تيله درست مي‏كرديم، بعد مي‏چيديم و مي‏گفتيم هر كس به اين تيله‏ها بزند برنده است، بازي بيست دقيقه ما اين گونه ساده بود...17

3ـ يكي از اعضاء دفتر امام خميني قدّس سرّه نقل كرد: يك روز بر طبق وظيفه‏اي كه هر ماه بر عهده داشتيم، در پايان ماه صورت مخارج ماهيانه را (در جماران) به خدمت امام فرستاديم، و در ضمن آن مخارج خانه امام از مهماني‏ها، رفت وآمدهاي امام، پول برق خانه را نوشته بوديم، هنگامي كه صورت مخارج را نزد امام مي‏فرستاديم، پس از نيم ساعت حاج احمدآقا (فرزند امام) تلفن زد و گفت: از وقتي كه صورت حساب داده‏ايد، امام مرتّب در لب باغچه قدم مي‏زند و سخت ناراحت است، زيرا مخارج خانه امام در اين ماه از ده هزار تومان (آن عصر) تجاوز كرده است لذا امام مي‏فرمايد:

«اگر خرج خانه من از ده هزار تومان تجاوز كند، من اصلاً از اين جا مي‏روم.»

حاج احمد آقا به من گفت: شما ببينيد كه خرج اضافي در اين ماه چه بوده است. تا به آقا بگوييم و خيال امام راحت شود.

ما پس از جستجو در دفاتر، سه قلم خرج اضافه آن ماه را يافتيم كه ابدا مربوط به خانه امام نبوده است، مثلاً:

1ـ گازوئيلي كه از خانه امام زياد آمده بود ما گفتيم كه آن را در انبار حسينيّه جماران بريزند.

2ـ به ماشيني كه خانواده حضرت امام را مي‏برد، و براثر بي‏توجّهي راننده خسارتي به آن وارد شده بود، و هزينه‏اي پيدا نموده بود.

3ـ ملامين برزنتي براي خانه حضرت امام، تهيه شده بود تا داخل منزل ايشان از بالاي پشت بام ديده نشود، زيرا پاسداران در آنجا پاس مي‏دادند.

صورت اين چند قلم اضافه خرج را خدمت امام فرستاديم، و در نتيجه ايشان احساس آرامش كرده و آسوده خاطر شدند.18 از همين يك نمونه مي‏توان شدّت پرهيز امام از اسراف و زياده‏روي در مخارج خانه را به دست آورد.


دوري از تقتير و سخت‏گيري

اعتدال در مصرف كه يكي از ويژگي‏هاي بندگان ممتاز الهي است، كه در ميانه دو چهره قرارگرفته است، نخست جنبه افراطي آن است كه از آن به اسراف و تبذير ياد مي‏شود كه بيان گرديد، دوم جنبه تفريطي آن است كه چهره تفريط اعتدال در مصرف است كه از آن به تقتير يا سخت‏گيري و زندگي رنج‏آور تعبير مي‏گردد، اسلام دين سمحه و سهله است، هرگز حاضر نيست كه مسلمانان در سختي و رنج اقتصادي زندگي كنند، بايد با كار و كوشش و سرپنجه تدبير، شكل زندگي را به شيوه‏اي تبديل كرد كه موجب وسعت در زندگي و آسايش گردد.

پيامبر اكرم(ص) همان گونه كه از اسراف جلوگيري مي‏كرد، به موازات آن از اقتار و سخت‏گيري در زندگي، نهي مي‏نمود. رسول

اكرم(ص) فرمود: «انَّ مِنْ سعادَةِ المَرْءِالمُسْلِم أن يُشْبِهَهُ وَلَدُهُ، والْمَرأَةُ الجَملاء ذاتُ دِينِ، وَالْمَرْكبُ الهَنيّ والمَسْكَنُ الْواسِعِ.»19

از سعادت و خوشبختي انسان مسلمان آن است كه داراي فرزندي كه در نيكي، شبيه به خود بوده و نيز داراي همسر زيبا و ديندار، و مركَب راهوار و خانه وسيع باشد.»

در ماجراي ابولُبابه كه به خاطر كشف يك راز نظامي حكومت اسلامي در نزد يهوديان، به گناه خود پي برد و توبه حقيقي كرد و پس از مدتي آيه 102 سوره توبه در پذيرش توبه او از جانب خداوند نازل شد، پيامبر(ص) با تلاوت آن آيه، به او بشارت داد. ابولُبابه به پيامبر(ص) عرض كرد: اجازه بده به شكرانه قبول شدن توبه‏ام، نصف اموالم را انفاق كنم، پيامبر(ص) اجازه نداد، او عرض كرد: اجازه بده يك سوم آن را انفاق كنم، پيامبر(ص) اجازه داد.20

اين كه پيامبر(ص) اجازه انفاق نصف اموالش را نداد، براين اساس بود كه او و خانواده‏اش گرفتار سختي و تنگنا در معيشت نگردند.

در روايت ديگر آمده: يكي از مسلمانان مدينه داراي چند كودك بود، و شش غلام داشت، در بستر مرگ قرار گرفت، قبل از مرگ خود به خاطر جلب پاداش‏هاي الهي، شش غلامش را آزاد نمود. پس از آن كه از دنيا رفت، مسلمانان پس از غسل و تكفين، او را به خاك سپردند، سپس ماجراي او را در مورد آزادسازي غلامان، و فقر فرزندانش به آن حضرت خبر دادند، پيامبر(ص) فرمود: «لَوْ علمتُ ما دَفَنْتُهُ مَعَ اهْلِ الاِسْلامِ، تَرَكَ وُلْدَه يَتَكَفَّفونَ النّاس؛ اگر من اطلاع مي‏يافتم نمي‏گذاشتم جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنيد، زيرا او كودكان خود را از ثروتش بي‏نصيب نمود، و آنان را فقير و بي‏پناه گذاشت، تا دست گدايي به سوي مردم دراز كنند.»21

اين ماجرا در عين آن كه بيانگر نكوهش اسراف در انفاق است، نيز حاكي از آن است كه نبايد موجب سختي و فشار در زندگي اعضاء خانواده شود. بلكه بايد اعتدال در مصرف را با توجه به همه جوانب رعايت نمود.

ماجراي انتقاد شديد حضرت علي(ع) در شهر بصره از يكي از شيعيان به نام «عاصم» كه از جامعه دوري نموده و گرفتار اقتار و سخت‏گيري به خود و خانواده‏اش شده بود22 نيز شاهد گويايي بر نكوهش سخت‏گيري در شؤون اقتصادي و معيشت زندگي است، و مسلمانان بايد از هرگونه افراط و تفريط اجتناب نمايند.

اين بحث را با ذكر ماجراي جالب زير به پايان مي‏بريم:

امام كاظم(ع) خانه‏اي براي غلام آزاد شده خود خريداري كرد، به او فرمود: «به آن خانه برو و در آنجا زندگي كن، زيرا خانه تو تنگ و كوچك است.»

غلام گفت: «همين خانه‏اي كه در آن سكونت دارم كافي و خوب است، گرچه تنگ و محقّر است، ولي از پدرم به يادگار مانده، از اين رو در همين خانه مي‏مانم.» امام كاظم(ع) به او فرمود: «اِنْ كانَ ابُوكَ اَحْمقٌ ينْبَغي أن تكُون مِثْلَهُ»23 آيا اگر پدرت احمق بود، تو هم مي‏خواهي مثل او باشي؟


تفاوت رَهْ از كجا تا به كجا

يكي از اصحاب مطبوعات ايران نظر يك پدر بزرگوار دو شهيد لبناني را درباره جمهوري اسلامي ايران استفسار كرد و او كه خود يكي از قهرمانان ميدان جهاد و مقاومت اسلامي لبنان است پاسخ داد جمهوري اسلامي ثمره تاريخ اسلام و مجاهدتهاي ائمه معصومين و تمام شهداي تاريخ شيعه است. جمهوري اسلامي محصول پهلوي شكسته زهرا(س)، فرق شكافته علي مرتضي، پاره‏هاي جگر سبط اكبر و قطره قطره خون شهداي كربلا، سر بريده امام حسين و اسارت زينب كبري است. جمهوري اسلامي دستاورد خون ميليون‏ها شهيد تاريخ اسلام و انقلاب اسلامي است.

پدر بزرگوار شهيد در حالي كه با روضه حماسي خود اشك همنشينان را در آن جلسه جاري كرده بود ادامه داد: تمام اين مجاهدت‏ها و خون‏ها براي اين بود كه اسلام و احكام قرآن در جامعه تحقّق بيابد و با تشكيل جمهوري اسلامي در ايران براي اولين بار راه رسيدن به اين آرزوي بزرگ هموار گرديد پس قداست ارزش جمهوري اسلامي براي ما تجلي قداست و ارزش كليت اسلام و تشيّع و تماميّت خون شهداي راه خداست. وي افزود جمهوري اسلامي رگ زندگي و سرچشمه عزّت و اقتدار و اميدهاي بزرگ ما براي آينده تمام مسلمانان و بشريت است و به همين نسبت نيز دغدغه و نگراني بزرگ ما از توطئه‏هايي است كه عليه جمهوري اسلامي در جريان است و ... توطئه‏هايي كه مي‏خواهد جاي ارزش‏ها و ضد ارزش‏ها را عوض كند و دشمنان را به جاي دوستان بنشاند و دوستان را در جاي دشمنان قرار دهد و وحدت را به تفرقه تبديل كند.

يقينا زبان حال اين پدر فرزانه زبان حال و سخن دل هزاران هزار انسان حقيقت‏بين و حق‏جو در داخل و خارج است اما... فاصله و تفاوتي است بين نگاه آسماني اينان كه از بالاي گود و از فراز تاريخ و جغرافيا به جمهوري اسلامي مي‏نگرند با آنان كه در گود معركه قدرت طلبي و چاه ظلماني «حبّ دنيا» كه سر نخ تمام خطيئات و فتنه‏ها است24 مصداق اين سخن حق شده‏اند كه : «لهم قلوبٌ لايفقهون بها و لهم اعينٌ لايبصرون بها و لهم آذانٌ لايسمعون بها»25 آنان را قلوبي (عقلهايي) است كه با آن نمي‏فهمند و چشم دارند ولي نمي‏بينند و گوش دارند اما نمي‏شنوند و... و غافلند كه بُن شاخه‏اي را مي‏بُرند كه خود بر آن نشسته‏اند.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در سه شنبه 18 اسفند 1388  ساعت 11:12 ب.ظ
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 


ولي ظاهراً تجاوز از حد را مي توان را در يکي از سه شکل زير تصور نمود:

1ـ مصرف شيء بگونه اي که مطلوبيتي عقلائي را تأمين ننمايد، همچون آتش زدن اسکناس به عنوان بازي يا تفاخر.

2ـ مصرف شيء گرچه مطلوبيتي را تأمين مي‌کند، اما مطلوبيت تأمين شده بطور مساوي از راهي ديگر، با هزينه کمتر ممکن باشد. همچون بکار بردن پارچه اي مرغوب براي شستشوي اتومبيل بدون آنکه اثر خاصي بر آن مترتب باشد.

3ـ مصرف نمودن چيزي بدون آنکه تناسب معقولي بين شيء مصرف شده و مطلوبيت به دست آمده وجود داشته باشد، همچون صرف مبالغ هنگفتي براي حفظ و نگهداري گربه يا سگي در منزل، آنچنانکه بعضي انجام مي‌دهند. ليکن در حقيقت بازگشت هر سه قسم به اتلاف مال است.

زيرا مصرف شيء بدون ايجاد مطلوبيت، صدق عنوان اتلاف بر آن کاملاً واضح است و اما صدق اتلاف در شکل دوم به واسطه هدر دادن ارزشهاي زيادي به عنوان هزينه است، درصورتي که امکان استيفاي مطلوبيت مورد نظر، با بکار گرفتن ارزش کمتر، ممکن بوده است. همچنين صدق اتلاف درصورت سوم نيز روشن است زيرا اشيائي که داراي قدرت ايجاد مطلوبيت بالائي مي‌باشد با مصرف آن در يک مسير غير قابل اعتنا، در معرض اتلاف قرار گرفته و نيروي نهفته در آن هدر مي‌رود.

آنچه در همه اين موارد قابل تذکر است اينکه:

اسراف آن هنگام حرام مي‌باشد که شخص به آن اندازه از اشياء مصرف نمايد که عرفا عنوان مسرف بر او صادق شود، بنابراين در مصاديق خفي، که فقط عقلا آن را مي‌توان اسراف ناميد، تنها حکم به کراهت مي‌شود.[24]

در کتاب عروة الوثقي درباره اسراف در آب وضو چنين مي‌گويد:

«اسراف في ماء الوضوء مکروه»[25]

«اسراف در آب وضو مکروه است».

در اين مورد هيچ يک از اعلام محشين معاصر، نظر مخالفي را با متن ابراز نکرده اند در عين حال نسبت به اسرافهاي خفي نيز، مذمتهاي زيادي در روايات وارد شده است.

امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد:

«ان القصد امر يحبه الله عزوجل و ان السرف يبغضه حتي طرحک النواة فانها تصلح لشيء و حتي صبک فضل شرابک».[26]

«همانا ميانه روي چيزي است که خداوند آن را دوست مي‌دارد و همانا اسراف مبغوض خداوند است. حتي (اسراف) در دور انداختن هسته که آن به درد کاري مي‌خورد و حتي دور ريختن اضافه آبي که مي‌آشامي».

بدين جهت جامعه اسلامي بايد به شدت از هر نوع اسراف پرهيز نمايد.

عن الصادق عليه السلام: «ان مع الاسراف قلة البرکة»[27]

«اسراف با کمي برکت همراه است».

و نيز: «و ان السرف يورث الفقر»[28]

همانا اسراف موجب فقر است.

زيرا با حاکم شدن روحيه اسراف چه بسا کالاها و خدماتي که به جاي تأمين احتياجات و نيازهاي حقيقي و لازم، صرف زياده رويها و لاابالي گريها ‌مي‌شود. و اين، نسبت به فرد و جامعه هر دو متصور است، زيرا ممکن است هر فرد انساني به واسطه زياده رويهاي خود در بعض امور دچار فقر و تنگدستي شود و نتواند ديگر نيازهاي لازم خود را برطرف سازد و يا آنکه به واسطه زياده رويهاي عده اي که امکانات بيشتري در اختيار دارند زمينه استفاده از عده اي ديگر سلب گردد.

نگاهي ساده به اسراف کاريهاي عده اي بهره مند، نشان مي‌دهد که با احتراز از آن اسراف کاريها، چقدر انسان گرسنه و برهنه را مي‌توان سير کرد و پوشاند، و چقدر از اتلاف بيهوده اشياء جلوگيري نمود، به جاي ساختمانهاي سر به فلک کشيده و متعدد و با تجهيزات زرمداران دنيا، چقدر بينوا را مي‌توان سرپناهي ساده داد تا آن را از سوزش گرما و لرزش سرما حفظ نمايد درحالي که صاحبان آن کاخها چه بسا به بينش از يک صدم و يک هزارم آنچه ساخته اند احتياج ندارند، چقدر از عوامل توليد به جاي اشتغال به توليد کالاها و خدمات مورد نياز جامعه، سرگرم ساختن کاخها و تزئينات بي مصرف چنين افراد و ارائه خدمات تشريفاتي غير معقول به آنان مي‌باشند.

«عن ابي عبدالله عليه السلام: «کل بناء فوق الکفاية يکون و بالاً علي صاحبه يوم القيامة»[29]

«هر بنائي بيش از احتياج، در روز قيامت و بال صاحبش خواهد بود».

اگر از بيش از 4 ميليارد جمعيت جهان، يک ميليارد آن از اسراف يک لقمه غذاي خود در هر روز، نه در هر نوبت، پرهيز کنند روزي يک ميليارد لقمه غذا، اضافه خواهد آمد که مي تواند چندين ميليون انسان گرسنه را تغذيه نمايد که:

«کلوا واشربوا و لا تسرفوا انه لا يحب المسرفين»[30]

«بخوريد و بياشاميد و اسراف مکنيد همانا خداوند مسرفين را دوست نمي‌دارد».

البته در اينجا بايد تذکر داده شود که هر زيادي اسراف نيست بلکه چه زيادت ها که موجب حفظ مال و شکل عالي تقدير معيشت باشد.

اسحق بن عمار مي گويد: خدمت امام کاظم عليه السلام عرض کردم:

اگر مردي داراي ده پيراهن (قميص) باشد آيا از اسراف شمرده مي شود؟

حضرت فرمود: «لا ولکن ذلک ابقي لثيابه، ولکن السرف ان تلبس ثوب صونک في المکان القذر»[31] «نه، ولکن آن براي دوام لباسهايش بهتر است، اما اسراف آن است که لباس خوب خود را در مکان غير تميز بپوشي» (يعني هر لباسي مثلا هنگام بنائي نبايد لباس فاخر پوشيد).

 



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در دوشنبه 17 اسفند 1388  ساعت 09:19 ب.ظ
نظرات 1 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :56
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET